« چیزها چه قدر ارزش دارند؟ 7 | ص?حه اصلی | طرح برایم چه معنایی دارد؟ »

چیزها چه قدر ارزش دارند؟ 8

به مدلی که تا کنون از یک سازمان اجتماعی مطرح شد باید جزییات دیگری هم افزود:

 

1. دارایی یک سازمان اجتماعی می تواند علاوه بر اعتبار منابع نیز باشد.

 

2. یک سازمان اجتماعی می تواند در طول زمان سود یا ضرر عادلانه داشته باشد.

 

3. یک سازمان اجتماعی می تواند سود ناعادلانه داشته باشد (دزدی).

 

4. یک سازمان اجتماعی می تواند مبادله ی اقتصادی انجام دهد.

 

5. یک سازمان اجتماعی می تواند علاوه بر فعالیت های "ایجاد آسایش برای اعضا" و  "مصرف زندگی" فعالیت های دیگری با سود مثبت یا منفی داشته باشد.

 

6. سازمان های اجتماعی می توانند در محیط های اجتماعی ویژه ای قرار داشته باشند و در آن جا قابل آدرس دهی و مکان پذیری باشند.

 

7. یک سازمان اجتماعی می تواند با محیط اجتماعی کنش داشته باشد.

 

8. یک سازمان اجتماعی می تواند با سازمان های اجتماعی دیگر رابطه ی اجتماعی داشته باشد. ...

 

ضمن این که در تمام موارد بالا باید هر نوع کنشی را از نوع غیر مستقیم و تراکنش در نظر گرفت.

 

مورد 6 را در نظر بگیرید. یک سازمان اجتماعی یک شبکه ی بزرگ بود و یک شبکه ی اجتماعی یک گراف وزن دار جهت دار از روابط. یک سازمان به کمک یک گراف جهت دار وزن دار تعیین می شود و هر گراف نیز می تواند یک سازمان را مشخص کند. بنابراین به نوعی می توان گفت محیط اجتماعی سازمان ها فضای گراف هایی است که می توانند با هم رابطه داشته باشند و مکان هر سازمان در این محیط را مشخصات گراف آن (تمام جزییات روابط اجتماعیش با اعضا؛ یال ها و گره ها و وزن ها) تعیین می کند. به نوعی می توان گفت یک سازمان که تا قبل از اتصال بدون متغیر خارجی بوده است با اتصال خود دارای متغیرهای خارجی (مکان) می شود و در واقع روابط و انوع و گستردگی روابط و ... اعضا ویژگی هایی است عرضی که در این اتصال به سازمان تحمیل شده است. به عبارتی موجود جدا افتاده با اتصال خود گسترش می یابد extension.

 

نکته ی دیگر این که اگر سازمانی با حفظ پایداری و نگاه داشتن روابط فعال خود با اعضا دچار تغییر در گراف روابط اعضا شود متغیرهای خارجی سازمان تغییر کرده اند و این تغییر را می توان به یک جا به جایی سازمان اجتماعی تعبیر کرد.

 

می دانیم جریان کل سودی که به هر عضو سازمان وارد می شود دو مولفه دارد. مولفه ی فعال با خود سازمان و مولفه ی غیر فعال با دیگر اعضا. مولفه ی غیر فعال به صورت جداگانه در اصل عدالت اقتصادی صدق می کند (یا لااقل بسیار نزدیک است) یعنی عضو کار می کند، سود می گیرد. اگر چنین شرایطی برای هر عضو سازمان نگاه داشته شود فرقی نمی کند که فعالیتی که عضو مجبور به انجام آن است چه باشد. آن چیزی که برای هر عضو اهمیت دارد و تفاوت می کند ارزش اقتصادی است. بنابراین در جا به جایی های یک سازمان اجتماعی این امکان وجود دارد که فعالیت هایی که اعضا انجام می دهند تغییر کنند. در نهایت می توان چنین فرایندی را تغییر ارادی سازمان در محیط اجتماعی دانست (تراکنش پذیری سازمان اجتماعی). یعنی سازمان، گرچه متغیر خارجی مشترک با اعضا ندارد، ولی با استفاده از متغیرهای محیطی اعضا قادر به تغییر در محیط اجتماعی است و این در حالی است که خود در محیط گراف های اجتماعی زندگی می کند.(مورد 7)

 

یک سازمان که موجودی کنش پذیر نبود حالا به موجودی تراکنش پذیر تبدیل شده است. یعنی تقریبا هر کنشی که یک موجود اجتماعی با محیط انجام می دهد توسط سازمان اجتماعی نیز قابل انجام است ولی با واسطه ها و سلسله مراتب. در نتیجه این امکان وجود دارد که یک سازمان اجتماعی مانند هر موجود دیگری فعالیتی محیطی با سود مثبت یا منفی انجام دهد (مورد 5).

 

تا کنون فرض بر این بود که روابط فعال بین اعضا و سازمان روابطی هم ارزش هستند و در نتیجه ارزش اقتصادی کل سازمان ثابت می ماند (زیرا ارزش وارد شده در رویداد میرایی سازمان از بین می رود). اما با بزرگ و پیچیده تر شدن سازمان های اجتماعی آسایش و خدماتی که ارائه می دهند و همین طور ارزش آن ها افزایش می یابد و روابط فعال سازمان پر ارزش تر و قوی تر می شوند. در چنین افزایش هایی این امکان وجود دارد که یکی از دو رابطه ی فعال رفت و برگشت بین اعضا و سازمان پر ارزش تر شود و در نتیجه جریانی از سود را به یکی از دو طرف برقرار کند. اگر جریان سود به سمت سازمان باشد یعنی سازمان شدیدا ارزش مند شده است و در این حال اعتبار سازمان نیز افزایش می یابد. اگر جریان به سمت اعضا باشد یعنی سازمان کم ارزش شده است. در این حالت سازمان میرایی سازمان اعتبار آن را کاهش خواهد داد و ادامه ی این حالت می تواند منجر به فروپاشی سازمان شود. (مورد 2 و 6)

 

و همین گونه باقی جزییات ... همان گونه که مشاهده می شود گویا تفاوت های اساسی موجودات کنش پذیر و سازمان ها از بین رفته باشد و دیگر تمایز آن چنانی میان این دو نتوان پیدا کرد. در این حالت کلی جامعه را مجموعه ای از اعضای اجتماعی خواهیم دید که این اعضا یا موجود اجتماعی هستند یا سازمان اجتماعی. در ابتدای این متن ها جامعه به معنی مجموعه ای از موجودات اجتماعی دارای متغیرهای درونی و خارجی تصور شده بود ولی به تدریج با پدیدار شدن مفهوم سازمان اجتماعی ساختار ناهمگون متفاوت دیگری به اعضای جامعه اضافه شد که در واقع یک شبکه بود نه یک موجود اجتماعی و در نگاه اول هیچ ویژگی همگونی با دیگر موجودات نداشت. ولی حالا با یکی شدن همه ی توانایی های خارجی موجود اجتماعی و سازمان اجتماعی به نقطه ای می رسیم که دوباره با شروع این متن ها یکی شده است. انگار که از ابتدا می توانستیم چنین فرض کنیم که اعضای یک جامعه صرف نظر از فرایند شکل گیری و نابودی خود موجوداتی هستند با ویژگی های خروجی مشخص.

 

این مطلب از این جهت برای من بسیار مهم است که نشان از یک تقارن در این طرح است. یعنی با مقیاس کردن این طرح دوباره به خود آن می رسیم. به عبارت دقیق تر وقتی با شروع از مقدمات طرح پیچیده گی هایی به آن می افزاییم در نقطه ای از این بزرگ شدن پیچیدگی ها، مقدمات طرح دوباره مشاهده می شوند. به این تقارن یک تقارن فراکتال fractal symmetry می گویند. اگر بخواهیم دقیق تر بگوییم که چه چیزی در فرایند مقیاس شدن به خودش تبدیل می شود باید از یک عنصر اجتماعی نام ببریم. یعنی با شروع از موجوداتی که ویژگی های تعیین کننده ی استقلال، انفراد، عینیت اجتماعی (داشتن دارایی، مبادله، رابطه، ...) داشتند دوباره به موجوداتی از همین دست می رسیم.

تقارن این طرح را می توان هم در جهت افزایش پیچیدگی و هم در جهت کاهش پیچیدگی به کار برد. یعنی می توان یک بار دیگر روابط سازمان های را در طول زمان های بسیار بلند تر در نظر گرفت و ... و همین طور می توان طرح را به یک موجود اجتماعی کنش پذیر مقیاس کرد و نتیجه گرفت او نیز یک سازمان است. این موارد را شاید بتوان با مسامحه ی نسبتا زیادی به تاریخ و بدن انسان تعبیر کرد.

نوشته شده توسط shahin در ساعت