« چیزها چه قدر ارزش دارند؟ 6 | ص?حه اصلی | چیزها چه قدر ارزش دارند؟ 8 »

چیزها چه قدر ارزش دارند؟ 7

این نکته بسیار قابل توجه است که مفهوم جامعه society وقتی در این طرح پدیدار می شود که مفهوم سازمان اجتماعی تعریف می شود. در واقع جامعه یک مجموعه یا گروه از موجودات نیست که به هر دلیلی در محیطی مشترک زندگی می کنند، که البته به این معنی است که تعداد اعضای مجموعه لزوما جامعه بودن مجموعه را مشخص نمی کند، بلکه در میان یک مجموعه از موجودات   پدیدار جامعه   به معنی اضافه شدن موجودات کنش ناپذیری عینی است که بین موجودات مجموعه ساختارهای پیچیده تر و کلی تر ایجاد می کنند. البته نمی توان نقش فرضیه اساسی موجودات اجتماعی را در نظر نگرفت. بدون وجود این فرضیه وجود شبکه های اجتماعی بزرگ تنها به تصادف بستگی داشت که البته پایدار هم نبودند. این فرضیه به نوعی پایه ی تشکیل مفهوم سازمان اجتماعی و در نتیجه جامعه است.

 

البته حتما باید قید کنم که منظور از   پدیدار جامعه  یک پدیدار طبیعی قابل مشاهده و تجربه ی فیزیکی نیست و منظور از  موجود عینی   یک عینیت طبیعی نیست، بلکه تمام عینیت ها و پدیده ها به روابط اجتماعی مقید می شوند یعنی معیار عینیت اجتماعی یک چیز ارزش اقتصادی ای غیر صفری است که می تواند به موجودات کنش پذیر منتقل کند.

 

می توان به سادگی ردپای این عینیت (عینیت اجتماعی) را تا نقطه ی آغاز خود دنبال کرد و دریافت که چرا چنین اموری در این طرح به اموری عینی تبدیل شده اند؛ فرض اساسی ارزش گذاری این بود که برای هر موجود (به ویژه انسان) معیار دقیق و معینی وجود دارد که ارزش هر چیز را تعیین می کند، اما بدیهی است که در دنیای طبیعی چنین معیاری قابل تجربه ی فیزیکی نیست چون از جنس لذت، منفعت، .... است و نمی تواند عینیت فیزیکی داشته باشد. بنابراین با فرض اساسی ارزش گذاری به لذت ها و منفعت ها و ... عینیت بخشیده ایم، عینیتی اعتباری و غیر فیزیکی.

 

یکی از دلایلی که برای ناپایدار بودن و احتمال کم تشکیل شبکه های اجتماعی بزرگ در ابتدا مطرح شد این بود که در بدترین حالت سود کل بین اعضا یکسان تقسیم می شود و در این صورت در شبکه بودن سود بیشتری بر نبودن در آن ندارد... شاید این دلایل با این مطلب که سازمان اجتماعی در ازای جریان سود خود به سمت اعضا جریان مخالفی (و برابر) دریافت می کند ناسازگار باشد. چون در این صورت هر عضو سازمان اجتماعی جدا از تمام سود ورودی و خروجی باید جریانی از سود به سمت سازمان روانه کند که به نوعی قابل تعبیر به حق عضویت می باشد گرچه این سود برای سازمان معنی دیگری دارد. این تناقض به سادگی قابل حل است. همان گونه که در متن های پیشین گفته شد ارزش اقتصادی معادل چیزها تابع متغیرها درونی موجودات اجتماعی و در نتیجه نسبی است. پس این امکان وجود دارد در یک مبادله ی اقتصادی دو چیز که بین حوزه ی دارایی دو موجود مبادله می شوند تولید سود اقتصادی مثبت کنند یعنی صرف مبادله ی اقتصادی یک رویداد با ارزش اقتصادی مثبت باشد. برای این که وضعیت روشن تر شود موجود A را در نظر بگیرید که چیزی مثل b دارد و موجود B که a را دارد، از طرفی a برای A بسیار با ارزش است ولی b کم ارزش و همین گونه B . در چنین حالتی اگر A و B این دو چیز را مبادله کنند هر دو سود کرده اند (سود عادلانه). یعنی هم ارزش اقتصادی کل A پس از تبادل بیشتر شده است و هم B . اجازه دهید چنین مبادلاتی را مبادلات فعال active exchange نامگذاری کنیم.

 

می توان با چنین تعریف جدیدی کمی جزییات متن را بیشتر کرد از جمله این که رابطه ی اجتماعی فعال را رابطه ای تعریف کنیم که ارزش اقتصادی تولید می کند. یعنی دیورژانس ارزش اقتصادی روی رابطه بزرگ تر از صفر است. اما مفهوم این پدیده چیست؟ در تعریف و نمادگذاری تماس اجتماعی (و رابطه) از یک موجود A به موجودی دیگر B یالی جهت دار و وزن دار کشیده می شد که وزن یال  x   ارزش اقتصادی آن برای سمت نهایی یال B بود. یعنی ارزش اقتصادی کل B در اثر تماس به اندازه ی x افزایش می یابد اما (چیزی که تاکنون به آن توجه نشد) نه به این معنی که از ارزش اقتصادی کل A به اندازه x کم شود. در واقع اگر جهت یال معکوس شود وزن آن قرینه نمی شود. چنین عدم تقارنی به خاطر نسبی بودن ارزش هاست.

 

روابط فعال بین موجودات همگون نادر است (در واقع تاکنون مورد بررسی قرار نگرفتند و در ادامه ی این متن نیز به دلایل زیر فقط درباره ی سازمان های اجتماعی بررسی می شوند) . زیرا موجودات همگون (انسان ها مثلا) نیاز ها و خواسته ها و علاقه ها و لذت های کم و بیش مشترکی دارند و در نتیجه نسبی بودن ارزش ها بسیار جزیی خواهد بود + اضافه کنید دستگاه ارزش گذاری مرجع (قیمت ها) که به شدت از نسبی بودن ارزش ها می کاهد. بنابراین امکان تشکیل شبکه های اجتماعی بزرگ بدون موجود کنش پذیر (سازمان) تنها از راه رابطه های فعال بسیار کم است. اما سازمان اجتماعی و انسان دو دست موجود ناهمگون هستند که متغیرهای درونی به کل متفاوتی دارند بنابراین بسیار ممکن است روابط فعالی بین آن ها شکل گیرد. رابطه ی متصل کننده ی سازمان به اعضا association از همین رابطه هاست. روشن تر این که فعالیتی که سازمان برای اعضا انجام می دهد یعنی فراهم آوردن سطح پیچیده تر زندگی و آسایش برای اعضا ارزش زیادی دارد که برای خود سازمان ندارد و از طرف دیگر فعالیتی که اعضا برای سازمان انجام می دهند یعنی زنده نگاه داشتن سازمان به واسطه ی پایدار نگاه داشتن شبکه برای سازمان بسیار ارزش دارد در حالی که برای اعضا ارزش ندارد.

 

از آن جایی که ارزش اقتصادی اعتبار طبق فرض اساسی ارزش گذاری برای تمام موجودات اجتماعی یکسان است مبادله یا رابطه ی اجتماعی مبتنی بر اعتبار نمی تواند فعال باشد. دلیل این که اعتبار در رابطه ی اجتماعی بین سازمان و اعضا نمی تواند منتقل شود همین است.

 

پرسشی بسیار مهم درباره ی روابط فعال وجود دارد. از آن جایی که این روابط تولید ارزش اقتصادی مثبت می کنند آیا ممکن است ارزش اقتصادی کل یک جامعه تنها با کمک روابط و مبادلات فعال افزایش یابد؟ یعنی بدون انجام فعالیت های ارزش زا ارزش تولید شود؟ یک مدل ساده برای این کار چنین است: موجودات A و B و C و ...  به همراه منابع a و b و c و ... و در هر لحظه فقط یک منبع برای هر موجود دارای ارزش است و در طول زمان به تناوب منبع مورد علاقه ی هر موجود تغییر می کند و روابط فعال روابطی باشند که به هر موجود منبع مورد علاقه ی وی را برسانند. شاید در نگاه اول مدل ارزش زا باشد ولی این گونه نیست. زیرا برای هر موجود در هر تغییر علاقه ارزش اقتصادی کل وی کاهش می یابد و به صفر می رسد که با سود تولید شده از روابط خنثی می شود.

 

اما تولید سود از روابط فعال غیر ممکن نیست. مدل قبلی را با تغییرات پیش رو در نظر بگیرید: در ابتدا هیچ منبعی برای هیچ موجودی دارای ارزش نیست و در طول زمان به تدریج موجودات به همه ی منابع علاقه مند می شوند و همچنین روابط نیز به گونه ای باشد که موجودات به منابع مورد علاقه ی خود دست یابند. در این صورت روشن است که روابط فعال بین موجودات اجتماعی یک سود اقتصادی تولید کرده است. ولی درباره ی سود تولید شده دو نکته بسیار قابل توجه است.

 

اول این که سود قابل تولید روابط و مبادلات فعال محدود است و نمی تواند تا ابد ادامه یابد. یعنی پس از مدت زمانی میزان علاقه ها به یک اشباع می رسد و از آن پس افزایش علاقه ی موجودات و تبادلات سودی تولید نخواهد کرد. بنابراین در مدلی که توصیف شد روابط فعال تا زمان محدودی فعال باقی می مانند. دوم این که سود تولید شده توسط روابط فعال ذاتا از خود روابط تولید نشده اند بلکه از یک رویداد (تغییر متغیرهای درونی و ارزش گذاری موجودات) آغاز شده اند و به کمک روابط فعال آزاد شده اند. یعنی این که این امکان وجود داشت که در مدل مورد بحث روابط و مبادلاتی وجود نداشته باشد و موجودات فقط به دارایی موجودات همسایه ی خود علاقه مند شوند، چنین رویدادی گرچه خود پتانسیل تولید سود اقتصادی را ایجاد کرده است ولی هنوز ارزش اقتصادی کل جامعه تغییر نکرده است تا زمانی که لااقل یک مبادله صورت گیرد و سود آزاد شود.

 

گرچه مدل مورد بررسی کمی ساده بود، به هر صورت، با توجه به همه ی مطالب بالا نتیجه ی مهمی حاصل می شود. در حالت ماندگار که تغییر ارزش گذاری های موجودات اجتماعی به تعادل و اشباع می رسد و سود محدود تولید شده و روابط غیر فعال می شوند هیچ راه دیگری برای تولید سود از روابط فعال باقی نمی ماند مگر روابط فعال مبتنی بر فعالیت. یعنی وقتی روابط فعال می توانند به صورت نا محدود در کل جامعه سود تولید کنند که فعالیتی برای A ارزش داشته باشد که برای B ارزش نداشته باشد و برعکس و این فعالیت ها در قالب روابطی فعال انجام شوند. اما در مورد موجودات همگون مانند همه ی انسان های یک جامعه، همین گونه که پیش تر گفته شد، بسیار بعید است که فعالیتی برای یک موجود دارای ارزش باشد که برای دیگری نباشد. مثلا اگر A زمین B را شخم می زند و B گاوهای A را به چرا می برد و این برای هر دو مطلوب است طبیعی است که برای هر دو زحمت آور هم می باشد، این زحمت برای هر دو سود منفی تولید می کند و نمی گذارد رابطه نامتقارن و در نتیجه فعال شود.

 

بنابراین روابط فعال موجودات کنش پذیر و سازمان های اجتماعی واقعا نادر و قابل توجه است. روابطی فعال و ماندگار. نتیجه ی مستقیم این که اگر قرار باشد مبادلات اقتصادی فی نفسه ارزش اقتصادی تولید کنند این مبادلات به صورت مستقیم یا غیر مستقیم باید اندازه ی ارزش روابط فعال (مثلا آن ها را قوی تر کنند) یک سازمان اجتماعی را تغییر دهند.

 

نوشته شده توسط shahin در ساعت