« چیزها چه قدر ارزش دارند؟ 4 | ص?حه اصلی | چیزها چه قدر ارزش دارند؟ 6 »

چیزها چه قدر ارزش دارند؟ 5

اولین مفاهیمی که باید تعریف شوند ویژگی های ذاتی intrinsic و ویژگی های عرضی extrinsic یک موجود اجتماعی هستند (البته باید توجه شود که مفهوم اجتماعی هنوز تعریف نشده است و استفاده از این واژه موقتا برای نام گذاری است). ویژگی های ذاتی که از این پس آن ها را متغیرهای ذاتی یا درونی یک موجود اجتماعی می نامیم متغیرهایی هستند که صرف نظر از محیطی که موجود در آن زندگی می کند وجود دارند.

 

متغیرهای عرضی یا خارجی متغیرهایی هستند که امکان کنش موجود اجتماعی را با محیط خود و در نتیجه دیگر موجوات اجتماعی می دهد. در واقع تمام فعالیت های یک موجود اجتماعی که روی عناصر محیطی (منابع) و متغیراهی خارجی دیگر موجودات اجتماعی انجام می شود از طریق متغیرهای خارجی او ممکن می شوند. به عبارتی متغیرهای خارجی واسطه ی کنش پذیری یک موجود اجتماعی در یک محیط اجتماعی است. با چنین رویکردی می توان گفت یک محیط اجتماعی چیزی نیست جز فضایی که متغیرهای خارجی یک مجموعه از موجودات اجتماعی در آن قرار می گیرند و با رویکردی دیگر محیط اجتماعی یک فضای مشترک برای بعضی متغیرهاست که آن ها را خارجی نامیدیم.

 

می توان تصویر دیگری نیز ارائه داد که متغیرهای (ویژگی های) یک موجود اجتماعی متغیرهای درونی آن است و بدون وجود محیط اجتماعی این موجود به طور کاملا مستقل و بدون کنش پذیری و تغییر زندگی می کند ولی با ورود مفهومی به نام محیط اجتماعی متغیرهایی به موجود اضافه می شوند که امکان انجام تراکنش بر و کنش پذیری از موجود دیگر را به او می دهد. به این اضافات extensionality متغیرهای خارجی می گوییم. قوانین (حرکت و تکاپوی) متغیرهای خارجی را پیش فرض های ما درباره ی محیط اجتماعی مشخص می کند. به عنوان مثال برای جوامع انسانی مکان سه بعدی یک محیط اجتماعی است و هر عضو اجتماع در نقطه ای از این محیط و با متغیرهای خارجی خاصی قرار دارد (مکان و طرز قرار گیری دست ها، پا ها، ...). در چنین محیطی امکان حضور دو عضو اجتماع در یک زمان و یک مکان وجود ندارد و این یک قانون درباره ی این محیط اجتماعی (طبیعت سه بعدی) است. بنابراین با قرار گرفتن یک عضو این اجتماع در یک نقطه اضافات (متغیرهای خارجی) او از حضور همزمان اضافات عضو دیگر اجتماع در همان نقطه جلوگیری می کند (برخورد مکانی). چنین قوانینی درباره ی محیط های اجتماعی دینامیک و حرکت آن ها را تعیین می کند و امکان تراکنش بین موجودات اجتماعی را ایجاد می کند. اما می توان برای اعضای جامعه ی انسانی ویژگی های دیگری نیز در نظر گرفت مانند مهربانی، خشونت، لذت، ... این ویژگی ها به تنهایی باعث تغییر و حرکت در موجودات اجتماعی دیگر نمی شوند و بر خلاف مثال برخورد مکانی قرار گرفتن یکی از اعضای اجتماع در این حالت ها باعث منع حضور دیگری نمی شود یعنی هر عضوی می تواند مهربان باشد، ... بنابراین چنین متغیرهایی ذاتی و مستقلا متعلق به هر عضو می باشند. اما اگر در محیطی فرضی افزایش مهربانی یک عضو اجتماعی به کاهش مهربانی عضو ویژه ای منجر شود (یا حتی تغییر در عناصر محیطی مانند منابع. مثلا اگر تغییر مذکور باعث تغییر در شرایط جوی شود)  متغیر مهربانی یک متغیر خارجی خواهد بود نه ذاتی.

 

می توان به جزییات دیگری در همین باره اشاره کرد؛ اگر فرض کنیم متغیرهای درونی در حالت کلی تابعی از متغیرهای خارجی می باشند و بر عکس به نتیجه ی ساده ای می رسیم: عامل تغییر موجودات اجتماعی قرار گرفتن آن ها در محیط اجتماعی است. یا اگر اضافات موجودات اجتماعی را از آن ها بگیریم به موجوداتی ثابت constant (جامد) تبدیل می شوند. از طرف دیگر متغیرهای خارجی نیز تابعی از متغیرهای درونی هستند بنابراین در یک محیط اجتماعی با قوانین حرکت ویژه ی خود متغیرهای درونی به عنوان نیروهای خارجی و عامل تحریک در آن محیط تعبیر خواهند شد.

 

در واقعیت دنیای اجتماعی انسان ها متغیرهای خارجی همیشه از جنس متغیرهای فیزیک هستند یا به صورتی قابل تبدیل به آن ها. این که چرا این گونه است؟ یا آیا این گونه است؟ یا جز این چه می تواند باشد؟ پرسش های قابل تاملی هستند؛ بنا به آن چه گفته شد تنها راه تغییر انسان ها در ارتباط قرار گرفتن آن هاست با مکان. گرچه نتیجه بدیهی است (یک انسان مرده نمی تواند تغییری در طبیعیت ایجاد کند) ولی ...

 

با توجه به مطالب گفته شده یک اندرکنش اجتماعی interaction را به این صورت تعریف می کنیم: در صورتی که متغیر خارجی یک موجود اجتماعی باعث تغییر در متغیر خارجی موجود دیگری شود می گوییم یک اندرکنش، یا ساده تر بگوییم کنش، بین دو موجود رخ داده است. کنش ها می توانند بر اساس شدت تغییرات و گستره ی تاثیراتی که در موجودات اجتماعی ایجاد می کنند قوی یا ضعیف باشند. به طور مثال در یک جامعه ی انسانی یک عضو اجتماع انسان های زیادی را در اطراف خود می بیند که همین پدیده ی دیدن اعضا خود یک کنش اجتماعی است که از طرف هر عضو به حوزه ی دید عضو مذکور تحمیل شده است. با این توضیح که قرار گرفتن دیگر اعضا در محیط اجتماعی (طبیعت) باعث پراکنده شدن نور و ورود آن به اضافات یک موجود اجتماعی (چشم) می شود و در واقع سطح بدن دیگر اعضا گسترنده ی عناصری محیطی است که در نهایت با شبکیه ی چشم عضو مورد نظر برخورد فیزیکی می کند. از طرفی با توجه به کم تاثیر بودن و قابل صرف نظر بودن چنین کنشی می توان آن را به عنوان یک کنش بسیار ضعیف دسته بندی کرد. [شاید این گونه توصیفات در ظاهر بسیار بی معنی و مسخره به نظر برسند ولی این ها صرفا یک نمونه تحقق واقعی بسیار پیچیده از طرح انتزاعی و کلی پیش رو می باشد] آغازگر یک کنش اجتماعی می تواند هر کدام از دو طرف کنش یا هر دو باشند. در متن قبلی از فعالیت هایی که اعضای اجتماع به روی همدیگر و حوزه ی داراییشان انجام می دهند صحبت شد که در حالت کلی با کنش در این متن متناظر است.

 

بنا به فرض اساسی متن های پیشین هر چیز (رویداد، کنش، ...) برای یک موجود اجتماعی دارای ارزشی است که با یک عدد حقیقی قابل بیان است و این ارزش گذاری (نسبی) تابع متغیرهای درونی آن موجود است. با توجه به چنین فرضی کنش هایی که برای موجود اجتماعی پذیرنده ی کنش دارای ارزش اقتصادی معادل غیر صفر می باشند را یک تماس اجتماعی social cantact تعریف می کنیم. یک تماس اجتماعی می تواند یک طرفه یا دو طرفه باشد به این معنی که اگر بین دو موجود اجتماعی مورد نظر فقط یکی بر روی دیگری کنش ارزش دار انجام دهد تماس اجتماعی یک طرفه است و ... دو طرفه است. به عبارت دیگر تماس اجتماعی یک کنش اجتماعی ارزش دار است. بنابراین تماس های اجتماعی قابل دسته بندی به تماس های مثبت و منفی هستند. یعنی اگر اندرکنش اجتماعی بین A و B شامل کنشی از سمت A به B باشد که برای B ارزش اقتصادی مثبت دارد و همین طور بر عکس تماس اجتماعی یک تماس اجتماعی دوطرفه ی مثبت است و همین طور ... منفی است و اگر یکی از کنش ها بی ارزش باشد یا ارزش مخالف داشته باشد تماس یک طرفه یا تماس مثبت-منفی است. با توجه به همین مثال های نمادین ساده می توان به یک نمادگذاری از تعریف بالا رسید به این صورت که هر موجود اجتماعی با یک نقطه یا یک نماد (مثلا A) نشان داده می شود و اگر از A یک تماس اجتماعی به ارزش x برای B و به روی B انجام شود از A یک یال جهت دار به سمت B کشیده و روی یال ارزش x را نماد گذاری می کنیم. در این حالت می توان گفت مجموعه ی تماس های اجتماعی در هر بازه ی زمانی با یک گراف جهت دار وزن دار نمادگذاری و متناظر می شود. بیان این مطلب بسیار مهم است که معنی واژه ی  اجتماع  درست از تعریف تماس اجتماعی ظاهر می شود یعنی شاید این گونه قشنگ تر بود که تمام واژه های اجتماع، اجتماعی، ... این متن تا قبل از این تعریف حذف می شدند.

 

البته این مطلب نیز قابل توجه است که متن های پیشین بر اساس وجود یک جامعه ی اجتماعی با اعضا و سازمان های اجتماعی پیش رفته بودند و این جا هم از متن های پیشین کمک گرفته شده است. می توان تقدم و تاخر مطالب  را به گونه ی بهتری تغییر داد: با شروع از این متن و چنین رویکردی به تماس اجتماعی: به عنوان یک موجود اجتماعی هر کنش بر اساس متغیرهای درونی آن موجود درجه ای از اهمیت و تاثیر بر زندگی آن موجود دارد که به نوعی در تناظر با علاقه ها، لذت ها، دردها، مشغولیات، ... آن موجود است... متن اول و ادامه ی این متن ...

 

در عمل هر کنش اجتماعی یک ارزش معادل هر چند کوچک به همراه دارد و در نتیجه هر کنشی یک تماس خواهد بود. در چنین حالتی می توان تعریف را کمی تغییر داد و عملی تر کرد که هر کنش که ارزش اقتصادی قابل توجهی به همراه دارد یک تماس اجتماعی است. که "قابل توجه" بودن عدد یک ارزش نیز در همان حوزه ی عمل مشخص خواهد شود.

 

بین موجودات در یک محیط اجتماعی در طول یک زمان مشخص تماس های اجتماعی کاتوره ای و نامنظمی رخ [فکر می کنم بتوان قید نامنظم را حذف کرد] می دهد که بعضی از آن ها طول عمر کوتاهی دارند و زود از بین می روند (مثلا برخورد اجتماعی با یک نفر در صف را نظر بگیرید)، اما بعضی از آن ها نسبتا پایدار می مانند ["نسبتا" را یک پارامتر عملی در نظر می گیریم]. به چنین تماس های اجتماعی که در طول یک زمان مشخص به صورت پایداری بین دو موجود اجتماعی برقرار می شوند یک رابطه ی اجتماعی social relationship می گوییم و آن را نیز مانند تماس های اجتماعی نمادین می کنیم.  یکی از مهم ترین دلایلی که برای پایدار ماندن تماس ها و تشکیل روابط می توان طرح کرد تعادل در سود اقتصادی کل روابطی است که به یک موجود اجتماعی وارد می شود. یعنی اگر در لحظه ی خاصی چند تماس اجتماعی به یک موجود جهت داشته باشند که مجموع ارزش آن ها بزرگ تر یا مساوی صفر باشد و این شرایط کمابیش برای هر موجودی برقرار باشد طبیعتا به خاطر اصل توزیع ماکزیمم (متن های قبل. سودجویی موجودات) این شرایط با زمان حفظ خواهد شد. ولی چنین دلیلی بیش از حد ساده است چون در جوامع انسانی معمولا تماس های اجتماعی در صورتی به روابط تبدیل می شودند که فقط سود مثبت به همراه داشته باشند، حتی اگر مجموع کل سود وارد شده بزرگ تر از صفر باشد.

 

نوشته شده توسط shahin در ساعت