« چیزها چه قدر ارزش دارند؟ 3 | ص?حه اصلی | چیزها چه قدر ارزش دارند؟ 5 »

چیزها چه قدر ارزش دارند؟ 4

تاکنون تبادل اقتصادی تنها جابه جایی چیزهای دو جفت داشتن تعریف شد. اما باید جزییات دیگری به این طرح افزود. مبادلات اقتصادی می توانند در عمل با فرایندهای بسیار پیچیده ای اتفاق افتند. برای این کار ابتدا در چند مرحله تعریفی کلی تر ولی با جزییات بیشتر برای رویداد در نظر می گیریم: (ضمن این که وجود زمان نیز به طور ضمنی فرض شده بود) هر رویداد یک رابطه ی وزن دار زمان دار بین مجموعه ی "اعضای اجتماع و هیچ کس" است و مجموعه ی "اعضای جامعه و منابع و دارایی ها". وزن هر عضو رابطه سهم یک عضو جامعه را در رویداد مشخص می کند و هر عضو رابطه یک زمان رویداد به همراه دارد. چیزهایی که هدف رویدادها هستند (مجموعه ی برد رابطه) تغییرات در ویژگی های اعضای جامعه و منابع است و تغییر یا جابه جایی در مجموعه های تعلق اعضا. در مراحل بعد می توان رویداد را چنان تعریف کرد که جزییات این تغییرات را در بر گیرد.

 

یک رویداد غیرمترقبه است اگر جفت اول اعضای رابطه فقط "هیچ کس" باشد. یک رویداد فعالیت است اگر جفت اول همه ی اعضای رابطه عضو جامعه باشند. یک رویداد یک تعامل interaction است اگر به معنی تغییر عضو یا دارایی وی توسط عضو دیگری باشد. یک زیر رویداد به روشنی زیر مجموعه ای از یک رویداد است. با چنین تعریفی از رویداد می توان تغییر change و تبادل exchange را به عنوان رویداد معرفی کرد؛ تغییر رویداد جابه جایی دارایی یک عضو به عضو دیگر است و تبادل یک زوج مرتب تغییر است.

 

جزییات بیشتری درباره ی جامعه: اعضای یک جامعه علاوه بر ویژگی درونی خود ویژگی های دیگری دارند که در ارتباط با اعضای دیگر و جامعه مطرح می شود. این ویژگی های خارجی به بیان ساده و کلی همان شناسه های اعضا می باشد. به عبارتی اعضای یک جامعه در یک یا چند محیط medium قرار دارند که این قرار گیری در محیط خارجی location یک ویژگی برای اعضا به حساب می آید. ساده ترین و ملموس ترین محیط اجتماعی فضای سه بعدی یا ساده تر همان مکان است و هر عضو جامعه در هر زمان در یک مکان قرار دارد. پس از این می توان به محیط نام ها اشاره کرد. به هر عضو جامعه ی انسانی یک نمود آوایی-نوشتاری (نه لزوما منحصر به فرد) ثابت تعلق می گیرد که نام اوست. هر جامعه لااقل یک محیط برای قرارگیری اعضای خود دارد که این محیط ها می توانند با هم در ارتباط باشند. به طور مثال اگر فرض کنیم نام های انسانی منحصر به فرد باشند آن گاه می توان گفت هر عضو با قرارگیری در یک نام در چه مکان هایی قابل دسترسی است یا بر عکس.

 

شاید بتوان گفت از مهمترین عناصر جامعه محیط های اجتماعی باشد. محیط های اجتماعی اضافاتی هستند extensionality برای تعامل و ارتباط اعضای جامعه که سابق بر این صرفا نقاطی بودند و جامعه یک مجموعه نقطه. شبکه ی روابط خانوادگی، روابط دوستی و مجموعه ی نام ها، اعداد (شماره های شناسایی) و فضاهای مکانی، آدرس ها، ... همه محیط هایی هستند که اعضا در آن ها قرار می گیرند. به طور مثال اگر جامعه ی (... اقتصادی) مورد نظر ما شبکه ای از کامپیوتر ها باشد محیط این جامعه آدرس هایی است که کامپیوتر ها توسط آن ها شناسایی می شوند و مورد دسترسی قرار می گیرند. از طرف دیگر منابع نیز در یک جامعه ی اقتصادی در محیط های قرار می گیرند که احتمالا در بعضی با محیط های اعضا یکی هستند. مثلا فضای سه بعدی.

 

حال با توجه به ورود عناصر محیطی به این فضای انتزاعی باید رویداد را با جزییات محیطی دوباره تعریف کرد... یک عضو از جامعه را قابل دسترسی accessible می گوییم اگر بتوان (بدون تعریف) در هر زمان تعاملی بین وی و دیگر اعضای جامعه داشت (با توجه به این که عنصر محیطی به تعریف رویداد اضافه شد این حالت ممکن است که تعامل بین هر دو عضو صورت پذیر نباشد). می توان این گونه اضافه کرد که یک شرط لازم برای برقراری تعامل داشتن (بدون تعریف) آدرس عضو مورد نظر یا آدرس دارایی وی است. بنابراین برای قابل دسترسی بودن یک عضو باید آدرس یا شناسه ی محیطی وی برای بقیه شناخته شده باشد یا قابل مکان یابی باشد locatable.

 

با تمام تفاسیر بالا و با توجه به مطلب متن قبل (وجود توالی زمانی در تبادلات و اصل توزیع ماکزیمم و واکنش های اعضا برای جلوگیری از ضرر) می توان گفت در هر تبادل اقتصادی که در جامعه ای با اصل توزیع ماکزیمم صورت می گیرد طرفین (یا دارایی طرفین) تبادل برای همدیگر قابل دسترسی هستند، تا امکان وجود تعامل بین آن وجود داشته باشد و در صورت تبادل ناعادلانه طرفین واکنش نشان دهند. بنابراین طرفین چنین تبادلی همدیگر را می شناسند. پس در هر تبادل اقتصادی هر عضو با حساب کردن ارزش کل همه ی رویدادهای ممکن (همه ی حالت های مختلفی که طی آن مبادله صورت می گیرد) بهینه ترین رفتار را در پیش می گرید. از جمله ی این رویدادها واکنش های ممکنی است که طرف مبادله انجام می دهد. اگر قدرت اعضا برابر نباشد و دولت نیز وجود نداشته باشد طرف ضعیف وارد معامله نخواهد شد. ناگفته پیداست که با چنین اوضاعی نیازی به انجام مبادله نیست، بلکه اعضای پر قدرت به سادگی دارایی اعضای ضعیف را تصاحب می کنند و این یک نقص در طرح است مگر این که فرض کنیم اعضا می توانند روابط اجتماعی مختلف داشته باشند و متحد شود یا فرض کنیم دولت وجود دارد یا علاوه بر قدرت ویژگی های دیگر نیز تاثیر گذارند یا ... .

 

تعاملاتی که تاکنون با نام واکنش ها نام گذاری شد می توانند در عمل ارزش هایی اقتصادی باشند که در گرو یکدیگر هستند. این گونه تقابل ارزش اقتصادی بین چیزهای دو طرف یک مبادله که عدالت و پایداری مبادله را برقرار می کنند در مبادلات بین اعضای ساده ی جامعه به همان سادگی هستند. مثلا وقتی یک عضو بر منبع متعلق به عضو دیگر کاری انجام می دهد تا در برابرش از وی اعتباری دریافت کند لااقل یک ارتباط محیطی بین کارگر و کارفرما وجود دارد و آن قابل دسترسی بودن منبع متعلق به کارفرماست. بسیار ساده است؛ کارگر از نظر مکانی (محیط مشترک اعضا و منابع) به منبع نزدیک است یا در واقع امکان کنش با منبع را دارد. به سادگی قابل تفسیر است؛ منبع در گرو کارگر است تا اعتبار کار خود را دریافت کند. به عنوان مثالی دیگر: در مبادله ی یک منبع و اعتبار بین خریدار و فروشنده این دو (معمولا؛ اگر مبادله الکترونیک نباشد) در محیط مکانی به همدیگر و به دارایی دیگری نزدیک هستند یا قابل دسترسی بودن به صورت ارتباطی در فضای سه بعدی محقق شده است.

 ولی وقتی لااقل یک طرف مبادله یک سازمان اجتماعی است ساختارهای بسیار پیچیده تری وارد صحنه می شوند. زیرا مکان پذیری سازمان های اجتماعی، قبل از هر چیز، مانند اعضای ساده نیست. از طرفی هر سازمان اجتماعی جدای اعضای تشکیل دهنده ی خود استقلالی دارد که در فرایند تبادل موثر است.

نوشته شده توسط shahin در ساعت