« چیزها چه قدر ارزش دارند؟ 2 | ص?حه اصلی | چیزها چه قدر ارزش دارند؟ 3 »

اگر عصب ها کنده شوند

اگر قبول داشته باشیم که مرگ صر?ا یک گونه جدا شدن و دور ا?تادن dissociation از دنیای واقعیت هاست عجیب نخواهد بود اگر هراسی ابدی در میان ا?کارمان بدود و این درنگ چونان متاثرمان کند که زنده باشیم و دور از هیاهوی دنیای واقعیت. چنین نگرشی به مرگ بسیار عمیق است. جای آن دارد یادی شود از اثر بسیار بدیع شکسپیر؛ تردید در رویاهایی است که ?رای این دنیای واقعی وجود دارند.

چیزهایی که می بینیم (دنیای واقعی)، دنیای ملموس، حالتی است بسیار مانوس و راحت. اما گویا این وقایع تمام آن چیزی نیستند که می تواند باشد، لااقل برای ما و در حقیقت ?رای این وقایع چیزی جز ترس نیست. خارج از این محدوده تاریک است به این معنا که باید  چشم را بر عادت های چندین ساله بست تا تخیلات بی نظم لجام گسیخته را تماشا کرد. یعنی باید دور شد و جدا شد از وقایع و مانوسات و چیزهایی که همیشه بودند و می بینیم و حس می کنیم. و نمی توان به این تخیلات آزاد اطمینان داشت؛ تضمینی در عدالت ?رای دنیای واقعی وجود ندارد و نمی توان از مهربان بودن رویاهای پس از مرگ یقین داشت.

چشم بر دنیای واقعی دوختن گویا مسکنی است بر درد رویاهایی آزاد که چرایی آن ها معلوم نیست. انگار بهتر این دست تا در توان است عصب ها را با همیشگی های این دنیای عجیب پیوند زد تا رویاها جای واقعیت راحت و مانوس را نگیرند. جدا ا?تادن از واقعیت ها نگرانی بزرگی ایجاد می کند چرا که واقعیت ها خانه ی امنی هستند اما خارج از این محدوده تاریک است.

و دیدن تصویر دنیای واقعیت ها وقتی با رویاهایی آزاد همراه می شوند هراسی عظیم به وجود می آورد از تسخیر شدن و کنده شدن عصب ها از عادت ها.

نوشته شده توسط shahin در ساعت