« اگر عصب ها کنده شوند | ص?حه اصلی | چیزها چه قدر ارزش دارند؟ 4 »

چیزها چه قدر ارزش دارند؟ 3

در ?ضایی که توصی? شد تغییرات سالم (عادلانه) ارزش اقتصادی کل یک عضو برابر است با ارزش کل ?عالیت هایی که انجام داده. در صورتی که تغییرات ارزش کل عضو مورد نظر بیشتر از ارزش کارهای وی باشد، اعتبارش به صورتی ناعادلانه ا?زایش یا?ته است و سود ناسالم داشته است و اگر کمتر باشد ضرر کرده است.

می توان در جوامع انسانی شاهد یک اصل طبیعی بود که اگر به طرز ساده ای انتزاع شود چنین چیزی خواهیم داشت: (اصل توزیع ماکزیمم) هر عضو اجتماع اقتصادی تمایل به ا?زایش دارایی خود دارد و ر?تار وی (مجموعه ی ?عالیت هایی که از وی سر می زند) به گونه ای است که در جامعه ای با شرایط اولیه ی داده شده تغییرات کل اعتبار (ارزش اقتصادی) وی ماکزیمم است. البته این تمایل صر? نظر از تمایل برای انجام ?عالیت اقتصادی بیشتر با ارزش مثبت است مثلا ممکن است یک عضو هیچ تمایلی برای انجام کار مثبت نداشته باشد ولی طبق این اصل همیشه به ا?زایش دارایی متمایل است. این اصل به روشنی مخال? عدالت اقتصادی است. اگر ?رض کنیم جامعه ای اقتصادی موجود است که هیچ عضو آن تمایلی به انجام ?عالیت ارزش دار (چه مثبت و چه من?ی) ندارند مشخص است که مجموع کل ارزش اقتصادی این جامعه در طول زمان ثابت خواهد بود و تنها امکان تغییر توزیع ارزش وجود دارد. با توجه به اصل گ?ته شده همه ی اعضا ?عالیت هایی انجام می دهند که توزیع ارزش جامعه به سود آن ها تغییر کند. بدیهی است که در چنین جامعه ای ?رضی نمی توان تغییرات توزیع ارزش را با زمان معین کرد زیرا ویژگی های اعضای اجتماع در انجام ?عالیت ها مشخص نشده است (به عبارتی انتزاع بیش از حد ساده است)، اما می توان برای هر عضو جامعه پارامترهایی چون قدرت را در نظر گر?ت که در آن صورت امکان بیشتری برای پیش بینی وجود دارد. در ادامه ی متن ?رض بر این است که چنین پارامترهایی در میان اعضا یکسان است و عاملی که موجب چنین تغییراتی در توزیع ارزش می شود تنها تصاد? و ات?اق است.

علاوه بر مطلب گ?ته شده می توان جزییات دیگری به این طرح اضا?ه کرد مثلا این که تبادل اقتصادی در طول زمان و با توالی ات?اق می ا?تد. با این ?رض و در نظر گر?تن اصل توزیع ماکزیمم نتیجه می گیریم در هر تبادل اقتصادی تصاد?ا به یکی از اعضای مبادله کننده ضرر وارد می شود و دیگری سود می کند (آن طر? مبادله که زود تر ارزش را انتقال می دهد در ازای آن چیزی دریا?ت نخواهد کرد).  گرچه با در نظر گر?تن جزییات بیشتر می توان نتایج دیگری گر?ت؛ عاملی که در تبادلات اقتصادی جاری در جامعه ای بدون دولت عدالت اقتصادی را پایدار نگاه می دارد واکنش هایی است که اعضای متضرر نشان می دهند. بنابر چنین نتیجه ای در مثال مبادله ی اقتصادی، عدالت رعایت خواهد شد زیرا در غیر این صورت طر? متضرر ?عالیتی انجام خواهد داد که سودی من?ی را متوجه طر? کلاه بردار می کند یا می تواند با اعمال قدرت ارزش از دست ر?ته را باز گرداند. اما به هر صورت در جامعه ای که قدرت اعضا برابر نباشد چنین چیزی ممکن نیست و احتمالا پس از مدتی توزیع اعتبار به سمت اعضای قوی تر خواهد ر?ت. در چنین جوامعی نقش دولت به عنوان سازمان برقراری عدالت اقتصادی دوباره روشن می شود و علاوه بر آن ویژگی دیگری درباره ی این سازمان اجتماعی مشخص می شود؛ قدرت دولت باید از هر عضو و سازمان اجتماعی دیگر بیشتر باشد. ویژگی بسیاز مهم تری که تاکنون به آن اشاره نشد این است که دولت باید در اصل توزیع ماکزیمم صدق نکند. وجود سازمانی اجتماعی با چنین ویژگی سبب می شود حتی در صورت تغییر توزیع ارزش هم یک حالت پایدار در توزیع ارزش میان جامعه ایجاد شود به این خاطر که دو عامل مخال? (اصل توزیع ماکزیمم و دولت) می توانند در تعادل قرار گیرند. بدون ساختارهایی این چنین جوامع اقتصادی ناپایدار خواهند بود.

نوشته شده توسط shahin در ساعت