« چیزها چه قدر ارزش دارند؟ 1 | ص?حه اصلی | اگر عصب ها کنده شوند »

چیزها چه قدر ارزش دارند؟ 2

یکی دیگر از ت?اوت های این ?ضا با دنیا واقعی این است که برای سادگی ?رض می کنیم اعتبار کل جامعه ی اقتصادی ثابت است و به صورت دیگری از ارزش اقتصادی تبدیل نمی شود. یعنی اعتبار کلی که بین اعضای جامعه در گردش است عدد ثابتی است که به عنوان یک مقدار اولیه تعیین شده است. در جوامع واقعی طی زمان های طولانی اعتبار کل جامعه ی اقتصادی از عدد ص?ر ا?زایش یا?ته و خواهد یا?ت؛ یعنی در ?رایندهایی ارزش اقتصادی از صورت ها مختل? خود به صورت اعتبار تبدیل می شود. چنین ?رایندی را می توان این گونه تصور کرد که ?عالیتی توسط گروهی از اعضا انجام می شود و بین اعضای جامعه قرارداد می شود که نتیجه ی آن ?عالیت ?اقد ارزش اقتصادی معادل باشد و قرارداد می شود اعتبار معادلی به جای آن به گروه تعلق گیرد.

با توجه به این که عدالت اقتصادی یک حالت مطلوب است باید به مجموعه ی اشیائی که تا کنون تعری? شد موجود دیگری نیز اضا?ه شود و آن سازمانی اجتماعی است برای نزدیک شدن به حالت عدالت اجتماعی ?عالیت می کند. این سازمان را دولت یا حکم ران governer می نامیم. در واقع وجود دولت به خاطر جلوگیری از تولید سود اقتصادی من?ی و آسان سازی تبادلات با سود من?ی می باشد. به همین خاطر و طبق ?رض اساسی اول ?عالیت تعری? شده ی دولت نیز داراری ارزش اقتصادی مثبت است و سود تولید شده در این ?عالیت به مجموعه ی دولت تعلق می گیرد. [دولت تعری? شده در این متن ?اصله ی بسیاری با نمونه ی واقعی خود دارد] به عنوان یک نمونه می توان تصور کرد در یک جامعه گروهی تبه کار تصمیم به دزدی می گیرند که در این دزدی –x سود اقتصادی تبادل می شود. دولت با ?عالیت های عوامل خود از برنامه ی دزدی آگاه می شود و با برنامه ریزی مناسب از وقوع دزدی با سود –x جلوگیری می کند. نتیجه این که از توزیع ناعادلانه جلوگیری می شود و ارزش این کار (خدمت) +y معادل اعتباری است که از طر? جامعه به دولت واگذار می شود. در واقع همه ی اعضای جامعه تقریبا از این ?عالیت دولت ?ایده ی برابری می برند و بنابراین سهم همه ی اعضا در تبادل این اعتبار +y به دولت باید برابر باشد.

تاکنون ?رض بر این بود که   "همه ی چیزها طبق دستگاه مطلقی قابل ارزش گذاری با کمک اعداد حقیقی هستند"  ولی در عمل این گونه نیست و ارزش گذاری چیزها اگر هم ممکن باشد مطلق نیست و بسته به ناظر اقتصادی ارزش چیزها مت?اوت به نظر می رسند. منابعی وجود دارند که برای یک عضو جامعه ارزش بسیار بالایی دارند ولی برای باقی ندارند و همین طور ?عالیت ها. ارزش هر چیز برای هر عضو تابع میزان تاثیر آن چیز بر زندگی آن عضو است. به عبارتی دستگاه ارزش گذاری هر عضو جامعه تابع نیازها، علاقه ها و مشغولیات آن عضو است. به طور مثال برای یک موسیقی دان صر? چیزهایی دارای ارزش هستند که برای یک عامل دولتی صر? نیستند و ... حال با توجه به این مطلب که اعتبار، یک شی ناوردا و مطلق بین ناظرهای مختل? اقتصادی است در حالی که ارزش دیگر چیزها نسبی، مشکل بسیار جدی در امر تبادل اقتصادی و به ویژه عدالت اقتصادی پیش می آید. به عنوان مثال اگر منبعی برای اعضای a, b, c به ترتیب x, y, z ارزش داشته باشد و این منبع با اعتبار x به این اعضا واگذار شود از دید a تبادل عادلانه بوده است در صورتی که b, c به ترتیب y-x, z-x سود کرده اند. برای حل این مشکل باید دستگاه ارزش گذاری واحدی را به عنوان مرجع انتخاب (قرارداد) کرد. این جا م?هوم قیمت ایجاد می شود. قیمت چیزها ارزش آن هاست در دستگاه ارزش گذاری مرجع. می توان این گونه تعری? کرد که دستگاه مرجع همان دستگاه دولت است ولی البته واقعیت چیز دیگری است. دستگاه مرجع هر چه که باشد معمولا به میانگین ارزش گذاری بین جامعه نزدیک است. ضمن این که همه ی منابع ارزش های نسبی با ت?اوت های ?احش ندارند. منابعی که همه ی اعضای جامعه برای ادامه ی زندگی به آن ها نیاز دارند دارای ارزش نسبتا مطلقی هستند مثلا غذا. حالا اگر ?رض کنیم در مثال قبلی دستگاه ارزشی a مرجع باشد بسته به این که ارزش هایی که b, c روی آن منبع گذاشته اند از x بیشتر یا کمتر است می توان گ?ت در تبادل آن سود یا ضرر می کنند. اما این تمام داستان نیست. به این خاطر که با قرارداد کردن دستگاه مرجع علاوه بر ایجاد قیمت برای منابع ارزش منابع نیز برای اعضای مختل? تغییر می کند. یعنی اگر قبل از وجود قیمت ها منبع مورد نظر برای b به اندازه ی y می ارزید پس از قیمت گذاری ارزش منبع برای b به سمت قیمت آن نزدیک خواهد شد و احتمالا با قیمت آن یعنی x برابر شود. دلیل مشخص است؛  اگر عضو تبادل کننده مجددا توانایی تبادل منبع را با عضو دیگری داشته باشد (?روش کالا) ارزش آن منبع برایش از قیمت آن کمتر نخواهد بود ولی می تواند بیشتر باشد.

نکته ی جالب توجه ای که درباره ی این ?ضای انتزاعی وجود دارد این است که اعضای جامعه می توانند با تغییر خود (تغییر علاقه ها و نیازهای خود) سود اقتصادی تولید کنند (مثبت یا من?ی). به طور مثال اگر در جامعه ای همه ی اعضا نسبت به خواندن کتاب بی علاقه شوند ارزش کتاب برای همه کم خواهد شد و این به عنوان رویدادی با سود من?ی تلقی خواهد شد. البته وجود قیمت ها تا حد زیادی از این رویدادها جلوگیری می کند ولی حتی با وجود قیمت ها هم در جوامع واقعی چنین ات?اقاتی می ا?تد.

بسیاری از منابع مصر?ی هستند و با  "?عالیت مصر?"  تمام یا قسمتی از ارزش خود را از دست می دهند. به عبارت دیگر مصر? یک رویداد اقتصادی با ارزش من?ی است که سود من?ی تولید می کند.

نوشته شده توسط shahin در ساعت