« به بهانه ی جلسه ی رویا پردازی (گروه سایبان) | ص?حه اصلی | چیزها چه قدر ارزش دارند؟ 2 »

چیزها چه قدر ارزش دارند؟ 1

 

پرسش اساسی این است: آیا می توان همه ی چیزها (اشیاء، ات?اقات، کارها، نیت ها، ...) را طبق معیار ارزش گذاری واحدی ارزیابی کرد و به هر چیزی یک  عدد ارزش  نسبت داد؟  البته عامل غیر قابل انکاری که درباره ی این (پرسش) ارزش گذاری مطرح است انسان است. به عبارتی آیا می توان از دید یک انسان همه ی چیزها را با اعداد ارزش دهی کرد؟

می توان ?رض کرد وقتی از انسان به عنوان عامل تعیین کننده ی ارزش گذاری صحبت می شود، ارزش چیزها عمدتا به دو عامل بستگی دارد. اول میزان کل تاثیری که یک چیز بر زندگی یک انسان می گذارد و دوم ارزش تاثیر آن چیز. ارزش تاثیر چیزها بر انسان احتمالا به تولید لذت، درد، لحظات خوش یا غم بار، راحتی یا سختی در زندگی، ... آن ها بستگی دارد. به عبارتی پرسش نخستین به ارزش یابی تاثیرات چیزها بر زندگی انسان خلاصه می شود. برای ادامه ?رض می کنیم در یک ?ضای انتزاعی همه ی چیزها قابل ارزش گذاری هستند و این ارزش به صورت یک عدد حقیقی مثبت یا من?ی قابل بیان است. در این ?ضای انتزاعی اساسی ترین م?هوم که بدون تعری? و معنی شدن وارد عرصه می شود همان م?هومی است که به سادگی از آن گذر کردیم؛ سود انسان. البته با این تعبیر که سود یک انسان در حالت کلی همان لذت ، درد، لحظات خوش یا غم بار، راحتی یا سختی در زندگی، ... است که مثبت یا من?ی هستند. میزان پرداخت و پیچیدگی م?هوم سود انسان در این ?ضای انتزاعی معر? نزدیک بودن این ?ضای انتزاعی به دنیای واقعی است. چون در دنیای واقعی سود انسان پدیده ای بسیار پیچیده، بدون مرز، ?ازی  است که انتزاع کردن آن کار بسیار بیهوده ای به نظر می رسد.

پس از آن اشیاء دیگری که در این ?ضا نقش مهمی بازی می کنند مجموعه ی عناصر اجتماعی هستند یا ساده تر بگوییم انسان ها و سازمان هایی از انسان ها. اشیاء دیگری که جز انسان ها در این ?ضا وجود دارند منابع resource می نامیم. می توان اشیائی در نظر گر?ت که توسط انسان ها ایجاد می شوند و عامل تغییر (ایجاد، نابودی، تغییر) در جامعه و منابع هستند، این اشیاء را کارها، ?عالیت های انسانی (کار) می نامیم. جامعه و منابع توسط اشیاء دیگری نیز دچار تغییر می شوند که هیچ گونه عوامل انسانی (جامعه) در ایجاد آن ها نقشی ندارند. در حالت کلی به مجموعه ی تمام اشیائی که موجب تغییر می شوند رویداد event می گوییم. م?هوم مستقل دیگر  اعتبار credit است که آن را صر?ا عددی حقیقی در نظر می گیریم. از این پس چیز به معنی اعتبار، کار یا منابع می باشد. م?هوم مهم دیگر حوزه ی تعلق (تملک) یا به عبارت دیگر م?هوم داشتن است. داشتن در این ?ضای انتزاعی صر?ا به معنی در تناظر بودن یک انسان (عضو اجتماعی) و یک منبع یا اعتبار است. از طر?ی ?رض می کنیم هیچ اعتبار یا منبع به دو عضو اجتماعی نمی تواند تعلق داشته باشد و هر اعتبار یا منبع به عضوی از اجتماع تعلق دارد. ولی هر چیزی می تواند به صورت مشترک و سهامی به چند عضو تعلق داشته باشد که در این صورت به هر دارنده ی سهم کسری از آن چیز تعلق می گیرد.

?رض بسیار اساسی این ?ضای انتزاعی که در واقع پاسخی است به پرسش ابتدایی این است که همه ی چیزها طبق دستگاه مطلقی قابل ارزش گذاری با کمک اعداد حقیقی هستند. با این ?رض هر کار یا منبع معادل میزانی از اعتبار است. حتی می توان پیش تر ر?ت: هر رویداد یا منبع معادل میزانی از اعتبار است. بنابراین در چنین جامعه ی خیالی هر چیزی معادل یک عدد حقیقی می شود. عدد حقیقی مرتبط با هر چیز را می توان سود اقتصادی آن چیز، ارزش اقتصادی آن چیز، اعتبار معادل آن چیز یا .... نامید. از تعاری? چنین بر می آید که ارزش اقتصادی اعتبار همیشه ثابت است و همچنین می توان نتیجه گر?ت تا زمانی که در جامعه یا منابع تغییری روی نداده باشد ارزش اقتصادی منابع تغییر نمی کند یا ارزش اقتصادی منابع تابع حالت منابع و حالت جامعه است. هر تغییر در جامعه یا منابع (کارها یا در حالت کلی رویداد ها) موجب ایجاد یا نابودی ارزش اقتصادی می شود. در حقیقت چون ارزش اقتصادی اعتبار تغییر نمی کند این ارزش رویدادهاست که به جامعه ی اقتصادی اضا?ه می شود (مثبت یا من?ی). م?هوم دیگری که در این ?ضا از آن است?اده می شود م?هوم تبادل exchange است. تبادل اقتصادی جابه جایی بین چیزهای دو ج?ت تعلق (داشتن) است. به عنوان نمونه می توان ?عالیت یک انسان را با میزانی اعتبار از انسانی دیگر جابه جا کرد.

ارزش اقتصادی کل یک جامعه ی اقتصادی مجموع همه ی اعتبارات و ارزش منابع است. البته می توان به گونه های دیگر هم ت?سیر کرد ولی با چنین ت?سیری می توان گ?ت رویدادها گرچه ارزش اقتصادی دارند ولی ارزش اقتصادی آن ها صر?ا به خاطر تغییراتی است که در جامعه و منابع ایجاد می کنند و بنابراین ارزش اقتصادی آن ها در جامعه و منابع منظور شده است. به ازای هر رویداد میزانی سود تولید می شود و از آن جایی که هر سود به عضوی از جامعه تعلق دارد سود تولید شده به حوزه ی تعلق عضو یا اعضایی از جامعه می پیوندد (با هر رویداد سودی تولید شده و به جیب عضوی می ریزد). رویدادها می توان زیان بار باشند یا سود اقتصادی من?ی تولید کنند و در نتیجه این سود من?ی به عضوی تعلق بگیرد مگر این که ?عالیت یا رویداد مثبت دیگر باعث خنثی شدن آن شود. به طور مثال اگر عضوی منبعی که در تعلق عضو دیگر است را نابود کند ?عالیتی انجام داده که باعث از بین بردن یک منبع شده که اگر ارزش آن منبع مثبت باشد می توان ?عالیت وی را من?ی ارزیابی کرد و سود من?ی تولید شده به جیب عضوی ریخته شده که منبع خود را از دست داده است. چنین رویدادهایی را عمدتا می توان به چند صورت ت?سیر کرد مثلا پدیده ی دزدی را می توان صر?ا انتقال یک چیز از حوزه ی تعلق یک عضو به حوزه ی دیگری دانست و می توان آن را به گونه ی دیگری هم ت?سیر کرد که در هر دزدی دو سود اقتصادی مثبت و من?ی تولید می شود که مجموع ص?ر دارند و سود مثب آن به جیب دزد ریخته می شود. همین جا اهمیت م?هوم دیگری مشخص می شود و آن عدالت اقتصادی (جامعه ی اقتصادی سالم)  است. پر واضح است در چنین ?ضایی عدالت اقتصادی این است که تغییر ارزش اقتصادی کل متعلق به هر عضو با مجموع ارزش اقتصادی ?عالیت های وی در هر بازه ی زمانی برابر باشد. ولی علاوه بر ?عالیت های انسانی رویدادهای دیگر نیز در جامعه ات?اق می ا?تد که توسط هیچ انسانی ایجاد،  هدایت یا راهبری نشده است عدالت اقتصادی این است که سود اقتصادی چنین رویدادهایی به صورت برابر میان تمام اعضای جامعه تقسیم شود. البته درباره ی جمله ی آخر می توان بیشتر بحث کرد. مثلا این که عدالت می تواند این باشد که سود چنین رویدادهایی به صورت تصاد?ی میان اعضا توزیع شود، زیرا در بلند مدت سود چنین رویدادهایی میان اعضا به صورت برابر تقسیم شده است. یا می توان واقعیت را به گونه ی دیگری هم ت?سیر کرد: نقش هر عضو جامعه در ایجاد هر رویداد کاملا قابل ارزیابی است و سهم کل اعضای جامعه در هر رویداد یک می باشد. بنابراین هر عضو در هر رویداد سهم مشخصی دارد، که هر چند کوچک، قابل ارزیابی است.

?ضایی که تا کنون توصی? شد ت?اوت های بسیاری با دنیای واقعی دارد از جمله این که در دنیای واقعی تبادل بیشتر به صورت خرید صورت می گیرد یعنی تبادل بین اعتبار و چیز دیگر. یا یکی از ویژگی ها بسیار جالب دنیای واقعی این است که تبادل اعتبار من?ی صورت نمی گیرد یا به سختی صورت می گیرد. به عبارتی اگر در جامعه ی واقعی عضوی ?عالیتی من?ی را شروع کند که سود آن به جیب عضو دیگری بریزد عدالت بر این است که سود من?ی مورد نظر به شخص تولید کننده ی آن برگردانده شود (که آن را با عنوان جریمه می شناسیم) ولی با عناصر و ?رض هایی که تا کنون در نظر گر?ته شده چنین امری در جامعه ی واقعی غیر ممکن به نظر می رسد. به عبارتی می توان چنین پدیده ای را به عنوان یک اصل اقتصادی عنوان کرد که جوامع اقتصادی در حالت طبیعی (منظور از حالت طبیعی، جامعه به همراه عناصری است تا کنون شرح داده شد. در بین این عناصر دولت و نیروی برقرار کننده ی عدالت وجود ندارد) خود تمایلی به تبادل سود من?ی ندارند؛ سود من?ی به صورت مستقل و آزاد وجود ندارد. نتیجه ی دیگر این است که جوامع واقعی در حالت طبیعی خود جوامع اقتصادی سالمی نیستند. گرچه با وجود نیروهای برقراری عدالت نیز عدالت اقتصادی به صورت دقیق خود در جوامع واقعی ات?اق نمی ا?تد.

نوشته شده توسط shahin در ساعت