« آذر 1385 | ص?حه اصلی | خرداد 2007 »

چیزها چه قدر ارزش دارند؟ 1

 

پرسش اساسی این است: آیا می توان همه ی چیزها (اشیاء، ات?اقات، کارها، نیت ها، ...) را طبق معیار ارزش گذاری واحدی ارزیابی کرد و به هر چیزی یک  عدد ارزش  نسبت داد؟  البته عامل غیر قابل انکاری که درباره ی این (پرسش) ارزش گذاری مطرح است انسان است. به عبارتی آیا می توان از دید یک انسان همه ی چیزها را با اعداد ارزش دهی کرد؟

می توان ?رض کرد وقتی از انسان به عنوان عامل تعیین کننده ی ارزش گذاری صحبت می شود، ارزش چیزها عمدتا به دو عامل بستگی دارد. اول میزان کل تاثیری که یک چیز بر زندگی یک انسان می گذارد و دوم ارزش تاثیر آن چیز. ارزش تاثیر چیزها بر انسان احتمالا به تولید لذت، درد، لحظات خوش یا غم بار، راحتی یا سختی در زندگی، ... آن ها بستگی دارد. به عبارتی پرسش نخستین به ارزش یابی تاثیرات چیزها بر زندگی انسان خلاصه می شود. برای ادامه ?رض می کنیم در یک ?ضای انتزاعی همه ی چیزها قابل ارزش گذاری هستند و این ارزش به صورت یک عدد حقیقی مثبت یا من?ی قابل بیان است. در این ?ضای انتزاعی اساسی ترین م?هوم که بدون تعری? و معنی شدن وارد عرصه می شود همان م?هومی است که به سادگی از آن گذر کردیم؛ سود انسان. البته با این تعبیر که سود یک انسان در حالت کلی همان لذت ، درد، لحظات خوش یا غم بار، راحتی یا سختی در زندگی، ... است که مثبت یا من?ی هستند. میزان پرداخت و پیچیدگی م?هوم سود انسان در این ?ضای انتزاعی معر? نزدیک بودن این ?ضای انتزاعی به دنیای واقعی است. چون در دنیای واقعی سود انسان پدیده ای بسیار پیچیده، بدون مرز، ?ازی  است که انتزاع کردن آن کار بسیار بیهوده ای به نظر می رسد.

پس از آن اشیاء دیگری که در این ?ضا نقش مهمی بازی می کنند مجموعه ی عناصر اجتماعی هستند یا ساده تر بگوییم انسان ها و سازمان هایی از انسان ها. اشیاء دیگری که جز انسان ها در این ?ضا وجود دارند منابع resource می نامیم. می توان اشیائی در نظر گر?ت که توسط انسان ها ایجاد می شوند و عامل تغییر (ایجاد، نابودی، تغییر) در جامعه و منابع هستند، این اشیاء را کارها، ?عالیت های انسانی (کار) می نامیم. جامعه و منابع توسط اشیاء دیگری نیز دچار تغییر می شوند که هیچ گونه عوامل انسانی (جامعه) در ایجاد آن ها نقشی ندارند. در حالت کلی به مجموعه ی تمام اشیائی که موجب تغییر می شوند رویداد event می گوییم. م?هوم مستقل دیگر  اعتبار credit است که آن را صر?ا عددی حقیقی در نظر می گیریم. از این پس چیز به معنی اعتبار، کار یا منابع می باشد. م?هوم مهم دیگر حوزه ی تعلق (تملک) یا به عبارت دیگر م?هوم داشتن است. داشتن در این ?ضای انتزاعی صر?ا به معنی در تناظر بودن یک انسان (عضو اجتماعی) و یک منبع یا اعتبار است. از طر?ی ?رض می کنیم هیچ اعتبار یا منبع به دو عضو اجتماعی نمی تواند تعلق داشته باشد و هر اعتبار یا منبع به عضوی از اجتماع تعلق دارد. ولی هر چیزی می تواند به صورت مشترک و سهامی به چند عضو تعلق داشته باشد که در این صورت به هر دارنده ی سهم کسری از آن چیز تعلق می گیرد.

?رض بسیار اساسی این ?ضای انتزاعی که در واقع پاسخی است به پرسش ابتدایی این است که همه ی چیزها طبق دستگاه مطلقی قابل ارزش گذاری با کمک اعداد حقیقی هستند. با این ?رض هر کار یا منبع معادل میزانی از اعتبار است. حتی می توان پیش تر ر?ت: هر رویداد یا منبع معادل میزانی از اعتبار است. بنابراین در چنین جامعه ی خیالی هر چیزی معادل یک عدد حقیقی می شود. عدد حقیقی مرتبط با هر چیز را می توان سود اقتصادی آن چیز، ارزش اقتصادی آن چیز، اعتبار معادل آن چیز یا .... نامید. از تعاری? چنین بر می آید که ارزش اقتصادی اعتبار همیشه ثابت است و همچنین می توان نتیجه گر?ت تا زمانی که در جامعه یا منابع تغییری روی نداده باشد ارزش اقتصادی منابع تغییر نمی کند یا ارزش اقتصادی منابع تابع حالت منابع و حالت جامعه است. هر تغییر در جامعه یا منابع (کارها یا در حالت کلی رویداد ها) موجب ایجاد یا نابودی ارزش اقتصادی می شود. در حقیقت چون ارزش اقتصادی اعتبار تغییر نمی کند این ارزش رویدادهاست که به جامعه ی اقتصادی اضا?ه می شود (مثبت یا من?ی). م?هوم دیگری که در این ?ضا از آن است?اده می شود م?هوم تبادل exchange است. تبادل اقتصادی جابه جایی بین چیزهای دو ج?ت تعلق (داشتن) است. به عنوان نمونه می توان ?عالیت یک انسان را با میزانی اعتبار از انسانی دیگر جابه جا کرد.

ارزش اقتصادی کل یک جامعه ی اقتصادی مجموع همه ی اعتبارات و ارزش منابع است. البته می توان به گونه های دیگر هم ت?سیر کرد ولی با چنین ت?سیری می توان گ?ت رویدادها گرچه ارزش اقتصادی دارند ولی ارزش اقتصادی آن ها صر?ا به خاطر تغییراتی است که در جامعه و منابع ایجاد می کنند و بنابراین ارزش اقتصادی آن ها در جامعه و منابع منظور شده است. به ازای هر رویداد میزانی سود تولید می شود و از آن جایی که هر سود به عضوی از جامعه تعلق دارد سود تولید شده به حوزه ی تعلق عضو یا اعضایی از جامعه می پیوندد (با هر رویداد سودی تولید شده و به جیب عضوی می ریزد). رویدادها می توان زیان بار باشند یا سود اقتصادی من?ی تولید کنند و در نتیجه این سود من?ی به عضوی تعلق بگیرد مگر این که ?عالیت یا رویداد مثبت دیگر باعث خنثی شدن آن شود. به طور مثال اگر عضوی منبعی که در تعلق عضو دیگر است را نابود کند ?عالیتی انجام داده که باعث از بین بردن یک منبع شده که اگر ارزش آن منبع مثبت باشد می توان ?عالیت وی را من?ی ارزیابی کرد و سود من?ی تولید شده به جیب عضوی ریخته شده که منبع خود را از دست داده است. چنین رویدادهایی را عمدتا می توان به چند صورت ت?سیر کرد مثلا پدیده ی دزدی را می توان صر?ا انتقال یک چیز از حوزه ی تعلق یک عضو به حوزه ی دیگری دانست و می توان آن را به گونه ی دیگری هم ت?سیر کرد که در هر دزدی دو سود اقتصادی مثبت و من?ی تولید می شود که مجموع ص?ر دارند و سود مثب آن به جیب دزد ریخته می شود. همین جا اهمیت م?هوم دیگری مشخص می شود و آن عدالت اقتصادی (جامعه ی اقتصادی سالم)  است. پر واضح است در چنین ?ضایی عدالت اقتصادی این است که تغییر ارزش اقتصادی کل متعلق به هر عضو با مجموع ارزش اقتصادی ?عالیت های وی در هر بازه ی زمانی برابر باشد. ولی علاوه بر ?عالیت های انسانی رویدادهای دیگر نیز در جامعه ات?اق می ا?تد که توسط هیچ انسانی ایجاد،  هدایت یا راهبری نشده است عدالت اقتصادی این است که سود اقتصادی چنین رویدادهایی به صورت برابر میان تمام اعضای جامعه تقسیم شود. البته درباره ی جمله ی آخر می توان بیشتر بحث کرد. مثلا این که عدالت می تواند این باشد که سود چنین رویدادهایی به صورت تصاد?ی میان اعضا توزیع شود، زیرا در بلند مدت سود چنین رویدادهایی میان اعضا به صورت برابر تقسیم شده است. یا می توان واقعیت را به گونه ی دیگری هم ت?سیر کرد: نقش هر عضو جامعه در ایجاد هر رویداد کاملا قابل ارزیابی است و سهم کل اعضای جامعه در هر رویداد یک می باشد. بنابراین هر عضو در هر رویداد سهم مشخصی دارد، که هر چند کوچک، قابل ارزیابی است.

?ضایی که تا کنون توصی? شد ت?اوت های بسیاری با دنیای واقعی دارد از جمله این که در دنیای واقعی تبادل بیشتر به صورت خرید صورت می گیرد یعنی تبادل بین اعتبار و چیز دیگر. یا یکی از ویژگی ها بسیار جالب دنیای واقعی این است که تبادل اعتبار من?ی صورت نمی گیرد یا به سختی صورت می گیرد. به عبارتی اگر در جامعه ی واقعی عضوی ?عالیتی من?ی را شروع کند که سود آن به جیب عضو دیگری بریزد عدالت بر این است که سود من?ی مورد نظر به شخص تولید کننده ی آن برگردانده شود (که آن را با عنوان جریمه می شناسیم) ولی با عناصر و ?رض هایی که تا کنون در نظر گر?ته شده چنین امری در جامعه ی واقعی غیر ممکن به نظر می رسد. به عبارتی می توان چنین پدیده ای را به عنوان یک اصل اقتصادی عنوان کرد که جوامع اقتصادی در حالت طبیعی (منظور از حالت طبیعی، جامعه به همراه عناصری است تا کنون شرح داده شد. در بین این عناصر دولت و نیروی برقرار کننده ی عدالت وجود ندارد) خود تمایلی به تبادل سود من?ی ندارند؛ سود من?ی به صورت مستقل و آزاد وجود ندارد. نتیجه ی دیگر این است که جوامع واقعی در حالت طبیعی خود جوامع اقتصادی سالمی نیستند. گرچه با وجود نیروهای برقراری عدالت نیز عدالت اقتصادی به صورت دقیق خود در جوامع واقعی ات?اق نمی ا?تد.

نوشته شده توسط shahin در ساعت

چیزها چه قدر ارزش دارند؟ 2

یکی دیگر از ت?اوت های این ?ضا با دنیا واقعی این است که برای سادگی ?رض می کنیم اعتبار کل جامعه ی اقتصادی ثابت است و به صورت دیگری از ارزش اقتصادی تبدیل نمی شود. یعنی اعتبار کلی که بین اعضای جامعه در گردش است عدد ثابتی است که به عنوان یک مقدار اولیه تعیین شده است. در جوامع واقعی طی زمان های طولانی اعتبار کل جامعه ی اقتصادی از عدد ص?ر ا?زایش یا?ته و خواهد یا?ت؛ یعنی در ?رایندهایی ارزش اقتصادی از صورت ها مختل? خود به صورت اعتبار تبدیل می شود. چنین ?رایندی را می توان این گونه تصور کرد که ?عالیتی توسط گروهی از اعضا انجام می شود و بین اعضای جامعه قرارداد می شود که نتیجه ی آن ?عالیت ?اقد ارزش اقتصادی معادل باشد و قرارداد می شود اعتبار معادلی به جای آن به گروه تعلق گیرد.

با توجه به این که عدالت اقتصادی یک حالت مطلوب است باید به مجموعه ی اشیائی که تا کنون تعری? شد موجود دیگری نیز اضا?ه شود و آن سازمانی اجتماعی است برای نزدیک شدن به حالت عدالت اجتماعی ?عالیت می کند. این سازمان را دولت یا حکم ران governer می نامیم. در واقع وجود دولت به خاطر جلوگیری از تولید سود اقتصادی من?ی و آسان سازی تبادلات با سود من?ی می باشد. به همین خاطر و طبق ?رض اساسی اول ?عالیت تعری? شده ی دولت نیز داراری ارزش اقتصادی مثبت است و سود تولید شده در این ?عالیت به مجموعه ی دولت تعلق می گیرد. [دولت تعری? شده در این متن ?اصله ی بسیاری با نمونه ی واقعی خود دارد] به عنوان یک نمونه می توان تصور کرد در یک جامعه گروهی تبه کار تصمیم به دزدی می گیرند که در این دزدی –x سود اقتصادی تبادل می شود. دولت با ?عالیت های عوامل خود از برنامه ی دزدی آگاه می شود و با برنامه ریزی مناسب از وقوع دزدی با سود –x جلوگیری می کند. نتیجه این که از توزیع ناعادلانه جلوگیری می شود و ارزش این کار (خدمت) +y معادل اعتباری است که از طر? جامعه به دولت واگذار می شود. در واقع همه ی اعضای جامعه تقریبا از این ?عالیت دولت ?ایده ی برابری می برند و بنابراین سهم همه ی اعضا در تبادل این اعتبار +y به دولت باید برابر باشد.

تاکنون ?رض بر این بود که   "همه ی چیزها طبق دستگاه مطلقی قابل ارزش گذاری با کمک اعداد حقیقی هستند"  ولی در عمل این گونه نیست و ارزش گذاری چیزها اگر هم ممکن باشد مطلق نیست و بسته به ناظر اقتصادی ارزش چیزها مت?اوت به نظر می رسند. منابعی وجود دارند که برای یک عضو جامعه ارزش بسیار بالایی دارند ولی برای باقی ندارند و همین طور ?عالیت ها. ارزش هر چیز برای هر عضو تابع میزان تاثیر آن چیز بر زندگی آن عضو است. به عبارتی دستگاه ارزش گذاری هر عضو جامعه تابع نیازها، علاقه ها و مشغولیات آن عضو است. به طور مثال برای یک موسیقی دان صر? چیزهایی دارای ارزش هستند که برای یک عامل دولتی صر? نیستند و ... حال با توجه به این مطلب که اعتبار، یک شی ناوردا و مطلق بین ناظرهای مختل? اقتصادی است در حالی که ارزش دیگر چیزها نسبی، مشکل بسیار جدی در امر تبادل اقتصادی و به ویژه عدالت اقتصادی پیش می آید. به عنوان مثال اگر منبعی برای اعضای a, b, c به ترتیب x, y, z ارزش داشته باشد و این منبع با اعتبار x به این اعضا واگذار شود از دید a تبادل عادلانه بوده است در صورتی که b, c به ترتیب y-x, z-x سود کرده اند. برای حل این مشکل باید دستگاه ارزش گذاری واحدی را به عنوان مرجع انتخاب (قرارداد) کرد. این جا م?هوم قیمت ایجاد می شود. قیمت چیزها ارزش آن هاست در دستگاه ارزش گذاری مرجع. می توان این گونه تعری? کرد که دستگاه مرجع همان دستگاه دولت است ولی البته واقعیت چیز دیگری است. دستگاه مرجع هر چه که باشد معمولا به میانگین ارزش گذاری بین جامعه نزدیک است. ضمن این که همه ی منابع ارزش های نسبی با ت?اوت های ?احش ندارند. منابعی که همه ی اعضای جامعه برای ادامه ی زندگی به آن ها نیاز دارند دارای ارزش نسبتا مطلقی هستند مثلا غذا. حالا اگر ?رض کنیم در مثال قبلی دستگاه ارزشی a مرجع باشد بسته به این که ارزش هایی که b, c روی آن منبع گذاشته اند از x بیشتر یا کمتر است می توان گ?ت در تبادل آن سود یا ضرر می کنند. اما این تمام داستان نیست. به این خاطر که با قرارداد کردن دستگاه مرجع علاوه بر ایجاد قیمت برای منابع ارزش منابع نیز برای اعضای مختل? تغییر می کند. یعنی اگر قبل از وجود قیمت ها منبع مورد نظر برای b به اندازه ی y می ارزید پس از قیمت گذاری ارزش منبع برای b به سمت قیمت آن نزدیک خواهد شد و احتمالا با قیمت آن یعنی x برابر شود. دلیل مشخص است؛  اگر عضو تبادل کننده مجددا توانایی تبادل منبع را با عضو دیگری داشته باشد (?روش کالا) ارزش آن منبع برایش از قیمت آن کمتر نخواهد بود ولی می تواند بیشتر باشد.

نکته ی جالب توجه ای که درباره ی این ?ضای انتزاعی وجود دارد این است که اعضای جامعه می توانند با تغییر خود (تغییر علاقه ها و نیازهای خود) سود اقتصادی تولید کنند (مثبت یا من?ی). به طور مثال اگر در جامعه ای همه ی اعضا نسبت به خواندن کتاب بی علاقه شوند ارزش کتاب برای همه کم خواهد شد و این به عنوان رویدادی با سود من?ی تلقی خواهد شد. البته وجود قیمت ها تا حد زیادی از این رویدادها جلوگیری می کند ولی حتی با وجود قیمت ها هم در جوامع واقعی چنین ات?اقاتی می ا?تد.

بسیاری از منابع مصر?ی هستند و با  "?عالیت مصر?"  تمام یا قسمتی از ارزش خود را از دست می دهند. به عبارت دیگر مصر? یک رویداد اقتصادی با ارزش من?ی است که سود من?ی تولید می کند.

نوشته شده توسط shahin در ساعت

اگر عصب ها کنده شوند

اگر قبول داشته باشیم که مرگ صر?ا یک گونه جدا شدن و دور ا?تادن dissociation از دنیای واقعیت هاست عجیب نخواهد بود اگر هراسی ابدی در میان ا?کارمان بدود و این درنگ چونان متاثرمان کند که زنده باشیم و دور از هیاهوی دنیای واقعیت. چنین نگرشی به مرگ بسیار عمیق است. جای آن دارد یادی شود از اثر بسیار بدیع شکسپیر؛ تردید در رویاهایی است که ?رای این دنیای واقعی وجود دارند.

چیزهایی که می بینیم (دنیای واقعی)، دنیای ملموس، حالتی است بسیار مانوس و راحت. اما گویا این وقایع تمام آن چیزی نیستند که می تواند باشد، لااقل برای ما و در حقیقت ?رای این وقایع چیزی جز ترس نیست. خارج از این محدوده تاریک است به این معنا که باید  چشم را بر عادت های چندین ساله بست تا تخیلات بی نظم لجام گسیخته را تماشا کرد. یعنی باید دور شد و جدا شد از وقایع و مانوسات و چیزهایی که همیشه بودند و می بینیم و حس می کنیم. و نمی توان به این تخیلات آزاد اطمینان داشت؛ تضمینی در عدالت ?رای دنیای واقعی وجود ندارد و نمی توان از مهربان بودن رویاهای پس از مرگ یقین داشت.

چشم بر دنیای واقعی دوختن گویا مسکنی است بر درد رویاهایی آزاد که چرایی آن ها معلوم نیست. انگار بهتر این دست تا در توان است عصب ها را با همیشگی های این دنیای عجیب پیوند زد تا رویاها جای واقعیت راحت و مانوس را نگیرند. جدا ا?تادن از واقعیت ها نگرانی بزرگی ایجاد می کند چرا که واقعیت ها خانه ی امنی هستند اما خارج از این محدوده تاریک است.

و دیدن تصویر دنیای واقعیت ها وقتی با رویاهایی آزاد همراه می شوند هراسی عظیم به وجود می آورد از تسخیر شدن و کنده شدن عصب ها از عادت ها.

نوشته شده توسط shahin در ساعت

چیزها چه قدر ارزش دارند؟ 3

در ?ضایی که توصی? شد تغییرات سالم (عادلانه) ارزش اقتصادی کل یک عضو برابر است با ارزش کل ?عالیت هایی که انجام داده. در صورتی که تغییرات ارزش کل عضو مورد نظر بیشتر از ارزش کارهای وی باشد، اعتبارش به صورتی ناعادلانه ا?زایش یا?ته است و سود ناسالم داشته است و اگر کمتر باشد ضرر کرده است.

می توان در جوامع انسانی شاهد یک اصل طبیعی بود که اگر به طرز ساده ای انتزاع شود چنین چیزی خواهیم داشت: (اصل توزیع ماکزیمم) هر عضو اجتماع اقتصادی تمایل به ا?زایش دارایی خود دارد و ر?تار وی (مجموعه ی ?عالیت هایی که از وی سر می زند) به گونه ای است که در جامعه ای با شرایط اولیه ی داده شده تغییرات کل اعتبار (ارزش اقتصادی) وی ماکزیمم است. البته این تمایل صر? نظر از تمایل برای انجام ?عالیت اقتصادی بیشتر با ارزش مثبت است مثلا ممکن است یک عضو هیچ تمایلی برای انجام کار مثبت نداشته باشد ولی طبق این اصل همیشه به ا?زایش دارایی متمایل است. این اصل به روشنی مخال? عدالت اقتصادی است. اگر ?رض کنیم جامعه ای اقتصادی موجود است که هیچ عضو آن تمایلی به انجام ?عالیت ارزش دار (چه مثبت و چه من?ی) ندارند مشخص است که مجموع کل ارزش اقتصادی این جامعه در طول زمان ثابت خواهد بود و تنها امکان تغییر توزیع ارزش وجود دارد. با توجه به اصل گ?ته شده همه ی اعضا ?عالیت هایی انجام می دهند که توزیع ارزش جامعه به سود آن ها تغییر کند. بدیهی است که در چنین جامعه ای ?رضی نمی توان تغییرات توزیع ارزش را با زمان معین کرد زیرا ویژگی های اعضای اجتماع در انجام ?عالیت ها مشخص نشده است (به عبارتی انتزاع بیش از حد ساده است)، اما می توان برای هر عضو جامعه پارامترهایی چون قدرت را در نظر گر?ت که در آن صورت امکان بیشتری برای پیش بینی وجود دارد. در ادامه ی متن ?رض بر این است که چنین پارامترهایی در میان اعضا یکسان است و عاملی که موجب چنین تغییراتی در توزیع ارزش می شود تنها تصاد? و ات?اق است.

علاوه بر مطلب گ?ته شده می توان جزییات دیگری به این طرح اضا?ه کرد مثلا این که تبادل اقتصادی در طول زمان و با توالی ات?اق می ا?تد. با این ?رض و در نظر گر?تن اصل توزیع ماکزیمم نتیجه می گیریم در هر تبادل اقتصادی تصاد?ا به یکی از اعضای مبادله کننده ضرر وارد می شود و دیگری سود می کند (آن طر? مبادله که زود تر ارزش را انتقال می دهد در ازای آن چیزی دریا?ت نخواهد کرد).  گرچه با در نظر گر?تن جزییات بیشتر می توان نتایج دیگری گر?ت؛ عاملی که در تبادلات اقتصادی جاری در جامعه ای بدون دولت عدالت اقتصادی را پایدار نگاه می دارد واکنش هایی است که اعضای متضرر نشان می دهند. بنابر چنین نتیجه ای در مثال مبادله ی اقتصادی، عدالت رعایت خواهد شد زیرا در غیر این صورت طر? متضرر ?عالیتی انجام خواهد داد که سودی من?ی را متوجه طر? کلاه بردار می کند یا می تواند با اعمال قدرت ارزش از دست ر?ته را باز گرداند. اما به هر صورت در جامعه ای که قدرت اعضا برابر نباشد چنین چیزی ممکن نیست و احتمالا پس از مدتی توزیع اعتبار به سمت اعضای قوی تر خواهد ر?ت. در چنین جوامعی نقش دولت به عنوان سازمان برقراری عدالت اقتصادی دوباره روشن می شود و علاوه بر آن ویژگی دیگری درباره ی این سازمان اجتماعی مشخص می شود؛ قدرت دولت باید از هر عضو و سازمان اجتماعی دیگر بیشتر باشد. ویژگی بسیاز مهم تری که تاکنون به آن اشاره نشد این است که دولت باید در اصل توزیع ماکزیمم صدق نکند. وجود سازمانی اجتماعی با چنین ویژگی سبب می شود حتی در صورت تغییر توزیع ارزش هم یک حالت پایدار در توزیع ارزش میان جامعه ایجاد شود به این خاطر که دو عامل مخال? (اصل توزیع ماکزیمم و دولت) می توانند در تعادل قرار گیرند. بدون ساختارهایی این چنین جوامع اقتصادی ناپایدار خواهند بود.

نوشته شده توسط shahin در ساعت