« پارانوید مفهوم 5 | ص?حه اصلی | چیزها چه قدر ارزش دارند؟ 1 »

به بهانه ی جلسه ی رویا پردازی (گروه سایبان)

ابتدا به تعری?ی از رویا می پردازم. همانند متن "عنصر خیال" تخیل را مشغول شدن ذهن به چیزهای غیر واقعی تعری? می کنم و تحقق تخیل realization یا ت?سیر شدن interpretation تخیل را تجربه ی عینی سیر ذهنی تخیل در عالم واقع. با چنین پیش زمینه ای دنباله ی پیوسته ای از تخیلات که عناصر داستانی دارند و نسبت به ت?سیر شدن یا نشدن یا چگونگی تحقق آن ها بی ت?اوت نیستیم و با حسی درونی همراه می شوند را رویا (رویاپردازی) می نامیم++. در این جا عناصر داستان مطابق با تعاری? مرسوم شخصیت ها، صحنه (?ضای داستان)، راوی، طرح کلی و هسته و درون مایه (معنی) هستند که از یک رویا به رویای دیگر کم رنگ تر یا پر رنگ تر می شوند و گاهی اهمیت بعضی از این ها در رویاها کم تر از ?ضای داستان پردازی می شود. یکی از معمول ترین تم های داستانی در رویاپردازی ها رومانس است ولی همه ی رویاها رومانس نیستند. بسیار طبیعی است که در رویاها شخصیت محوری داستان اول شخص رویاپرداز باشد. راوی داستان می تواند اول شخص رویاپرداز یا دانای کل باشد اما رویاپرداز در هر صورت ناظر تمام وقایع رویای خود می باشد و تمام داستان از دریچه ی چشم تخیل وی می گذرد. ?ضای رویا، طرح کلی و هسته ی رویا می توانند هر چیزی باشند. نکته ای که قابل ذکر است بی آلایش بودن ?ضا و سیر داستان است به عبارتی رویا [هنگام نوشتن تا این حد به نتیجه رسیدم] با کمک حداقل شخصیت ها و پردازش ?ضا به صورتی مینیمال پیش می رود. اما از درون مایه ی رویا پرسیدن واقعا سئوال ?لس?ی دشواری است. معنی رویاهایی که ما به آن ها می پردازیم، اگر هم وجود داشته باشند، واقعا پنهان و بسیار بنیادی هستند. شاید بتوان گ?ت معنی یک رویا صر?ا ت?سیر آن در واقعیت است اما با توجه به این که در عالم داستان پردازی (که از آن در تعری? رویاپردازی است?اده کردیم) معنی داستان مشخص و این گونه نیست، بیش از این در این باره نمی توانم اظهار نظری کنم.
پس از داستانی بودن رویا می رسیم به اهمیت ت?سیر آن برای رویاپرداز. این معیار در تمایز رویاهای از تخیلات ساده بسیار مهم است. رویاپرداز نمی تواند نسبت به ت?سیر رویا یا چگونگی آن بی ت?اوت باشد. رویاپرداز در موضوع رویای خود، انگیخته شده است. معمولا این گونه است که موضوع رویا یکی از انگیزه های مهم رویاپرداز است. گاهی ت?سیر شدن رویاها مطلوب رویاپرداز هستند و گاهی نامطلوب (به تعبیری کابوس) و در حالت کلی بعضی جنبه های رویا مطلوب تحقق و بعضی نامطلوب هستند. به طور مثال ?ردی در سیری خیالی خود را تصور می کند که از بانک وام گر?ته است و در این سیر به بعضی جزییات رویا می پردازد مثلا وارد شدن به بانک، برخوردهای کارمندان، ... تحقق موضوع این رویا لزوما برای شخص رویاپرداز مهم نیست. اگر باشد نامش رویا است که در این صورت ممکن است رویاپرداز به جزییاتی بپردازد که همگی قابل تحقق نباشند مثلا ر?تار بیش از حد احترام آمیز کارمندان که مطلوب است یا مثلا جر و بحث با یکی از کارمندان و اقدام به قتل وی که شاید خیلی مطلوب نباشد [؟!]. اما به عنوان مثالی دیگر تصور کنید ?ردی در ذهن خود دو رشته اسپاگتی را که یکی از آن ها دیگری را می بلعد تخیل می کند. در چنین حالتی احتمالا برای همه ی ا?راد هیچ ?رقی نمی کند که چنین خیالی ت?سیر شود یا نه. گرچه اگر هم مهم باشد به این خاطر که چنین تخیلی تقریبا خالی از عناصر داستانی است در سیر تخیل جا نمی گیرد.
در نهایت دیگر ویژگی رویا این است که با حسی درونی همراه می شود. البته این ویژگی کاملا نتیجه ی مهم بودن موضوع برای رویاپرداز است. بسته به این که کدام جزییان رویا برای رویاپرداز مطلوب تحقق باشد این حس می تواند شع?، آسودگی، عشق، تنهایی، غربت، عذاب، تن?ر، عصبانیت و ... باشد. حتی شاید بتوان گ?ت میزان اهمیت یک موضوع یا یک رویا متناسب با میزان گره خوردن احساسات و ا?کار یک آدم با آن موضوع باشد. به عبارتی شما نسبت به رویاهای خود یک حس دارید، شدید یا ضعی?. نکته ی دیگری هم درباره ی احساسات درونی وجود دارد: تخیلات و رویاها همگی سرگرم کننده هستند و ما اغلب مایل به رویاپردازی.
تخیلاتی که در رویا به آن ها پرداخته می شود می توانند بسیار دور از واقعیت یا بسیار نزدیک به آن باشند؛ میزان تحقق پذیری یک رویا و عناصر واقعی آن درجه ی واقعی یا رویایی بودن آن را مشخص می کنند. مثلا رویای پرواز و تعلیق در آسمان برای کسی که تجربه ای از چتربازی ندارد دشوار است یا مثلا رویای بردن جایزه ی اسکار برای کسی که بسیار از این عنوان دور است به همان میزان غیر قابل تحقق است یا مثلا رویای راندن اتومبیل برای کسی که آموزشگاه می رود به سادگی و در زمان کمی تحقق می یابد. همچنین داستان یک رویا می تواند طولانی یا کوتاه باشد، در برهه ای از زندگی یک ?رد می تواند بسیار عمده (اصلی) یا جزیی باشد؛ رویاهای اصلی آدم ها انگیزه ها، علاقه ها و جهت گیری تلاش های آنان را در برهه های مختل? زندگی مشخص می کنند و این رویاها در چنین برهه هایی با شکل های داستانی مختل? در طول روزها تکرار و تکرار و تکرار می شوند.


++اگر داستان را که تعری? اساسی این متن بر پایه ی آن است تخیلی (رویایی) مکتوب تعری? کنیم، مشکلی کوچک در ساختار منطقی متن پیش میاید.

نوشته شده توسط shahin در ساعت