« عنصر تخیل 3 | ص?حه اصلی | درباره ی یقین 4.2 »

درباره ی یقین 4.1

برای ادامه ?رضیه ی مهمی را درباره ی ?کر در نظر می گیرم؛ در مرحله ای از رشد و توسعه ی درخت م?هومی conceptual hierarchy، صر? نظر از این که به صورت مجرد یا به کمک عامل بیگانه ساخته شده باشد، م?اهیمی که برای ساختن جمله ها لازم است انتزاع می شوند. این م?اهیم شامل روابط جمله ای و ویژگی حمل و اسناد است. ?کر را به عنوان دنباله ای از جمله های م?هومی conceptual sentence تعری? می کنم و ?رض می کنم آن چه به عنوان ?کر و موجود مت?کر می شناسیم در حالت کلی با این تعری? سازگار باشد و از طر? دیگر م?اهیم ساخت جمله که دقیقا مشابه ساختار جملات در منطق ریاضی هستند از واقعیت و ضرورت لازم برخوردار باشند. در حقیقت اعتبار چنین ?رضیه ای باز معادل اعتبار یکسان گر?تن چیستی عناصر ذهن مانند ?کر است با آن چه در ریاضی مشاهده می کنیم که البته جای بسیار پرسش و تردید است. با چنین ?رضیه ای بسیاری از م?اهیم منطق ریاضی برای طرح حاضر دوباره تعری? و ت?سیر خواهند شد. مانند گزاره (جمله)، درستی، نادرستی، صدق، کذب، قاعده، اصل، استنباط و استنتاج، اثبات، سازگاری ...

نتیجه ی مستقیم ?رضیه این است که ت?کر تنها با کمک عناصری (که جمله نامیده شدند) انجام پذیر است که چیستی یکسانی با جمله های زبان دارند؛ گرچه در تعری? ذکری از جمله های زبانی یا حتی تعری?ی از آن ها به میان نیامد. از این پس می توان جمله های زبانی را همان جمله های م?هومی در نظر گر?ت. و به عبارتی آشنا زبان محمل ?کر است. نتیجه ی دیگری که چنین تعری?ی به دنبال دارد این است که ?کر اساسا یک تخیل است یا به عبارت بهتر ریشه در تخیل دارد ولی می تواند ناظر به واقعیت باشد. این قسمت داستان شاید کمی متناقض برسد به این خاطر که تخیلات صر? نظر از این که دریا?تی باشند یا م?هومی به واقعیتی خارجی متناظر نیستند اما ?کر می تواند به واقعیتی خارجی متناظر باشد. این تناقض ظاهری در واقع نتیجه ی غیر مستقیم ?رضیه هایی است که تا به حال صورت گر?ت و می توان آن را به صورت ش?ا? تری بیان کرد: ذات ?کر خیال است و هیچ گاه دقیقا با واقعیت یکی نمی شود ولی همان طور که م?اهیم انتزاع شده واقعیت را تقریب می زنند و همیشه می توان دنیایی از م?اهیم تصور کرد که از قبلی به واقعیت نزدیک تر باشد، ت?کرات و جمله های ?کر نیز واقعیت را تقریب می زنند. مثلا وقتی در ?کر به "روز بودن" اسناد می کنیم در حقیقت معیار دقیق و مطلقی برای تعیین درستی و صدق این ?کر نداریم به این خاطر که تعری? دقیقی (یکی با واقعیت) از روز و بودن نداریم و همه ی این ها به این خاطر مهم هستند که زیر بنای ?کر و از جمله روز و بودن انتزاعی هستند و واقعا وجود ندارند؛ وقتی واقعیت را از بستر وجود خود خارج کنیم دیگر دقیقا خودش نیست. به این ترتیب این تناقض ظاهری بیشتر خود سازگاری طرح را نشان خواهد داد. [در ادامه برای سادگی از ذکر اضا?ی واژه های "دقیقا" و "تقریبا" در همین باره پرهیز خواهد شد]

درستی و معنای گزاره های ?کر، مانند آن چه در منطق ریاضی وجود دارد، از خارج حوزه ی ?کر تامین می شوند. یعنی بعضی جملات با هم ارتباط معنایی دارند، بعضی ارتباط تقدم-تاخر دارند، بعضی واقعی هستند، بعضی ارتباط علی دارند و ... که این مول?ه های خارجی از راه مشاهده-دریا?ت به دست می آیند. به عنوان مثال جملات "راه می روم"، "پرواز می کنم" ابتدا باید در قالب مشاهده و دریا?ت اثبات شوند و سپس ارتباط معنایی آن ها که باز با کمک مشاهده و دریا?ت تامین می شود اجازه نخواهد داد که این دو هم زمان بر وضعیت گوینده دلالت کنند. یا به عنوان مثالی دیگر جمله ی "شیشه قبل از برخورد سنگ شکست" دوباره پس از اثبات درستی به مرحله ی ت?سیر معنا وارد می شود و در آن جا، طی مراحلی که در ادامه ی همین متن توصیح بیشتر درباره ی آن ها خواهم داد، با کمک جملات دیگر به جمله ای مانند این منتج خواهد شد: "سنگ شیشه را نشکاند". بنابراین این امکان وجود دارد که برای هر جمله ی ?کر مشاهده ای (مشاهده در این جا به معنی ?رایند آگاهی از راه مشاهده-دریا?ت-?هم است) پیدا کنیم که آن را اثبات یا رد می کند. چنین مشاهداتی را شواهد evidence نام می گذاریم و جمله هایی (ا?کار) که مستقیما در تناظر با این مشاهدات هستند را   جمله ی متناظر مشاهده   یا به اختصار و اشتراک همان شاهد (شواهد) در نظر می گیریم. البته پر واضح است که هر ?کر در میان شواهد بسیار زیادی اثبات می شود که معمولا روابط پیچیده ای با یکدیگر و جملات ?کر دارند. یک مثال ?رضی: مانند هر روز به خانه برمی گردم و هنگام باز کردن در متوجه می شوم که کلید در ق?ل نمی رود، لحظه ای تردید می کنم که آیا خانه را درست آمده ام؟ در پاسخ به چنین تردیدی مجموعه ای از شواهد به سرعت مرور خواهند شد که مثلا "احتمال اشتباه آمدن خیلی کم است"، "در خانه ?لان رنگ بود و هست"، "کوچه و آدرس همانی است که به خاطر می آورم"، "اگر خانه اشتباه باشد به ?لان تناقض می رسم" و ... و ... و ... در نهایت چنین تردیدی به سرعت رد خواهد شد.

بسیار این گونه به نظر می رسد که یگانه معیار درستی گزاره های ?کر و حالات احساس یک احساس راضی کننده است که در ارتباط با موضوع مورد نظر همراه می شود. ممکن است این احساس با نوعی شع? همراه باشد، ممکن است با نوعی آرامش و شاید حالت های دیگر ولی مهم ترین ویژگی آن حس ارضا شدن است. این حس مت?اوت است با ارضا در پاسخ به نیازی غریزی. چنین احساس اساسی را یقین confidence می نامیم. اما یقین چگونه ایجاد می شود؟ و چه قدر مطلق است؟ (در مقابل نسبی و متغیر بودن آن بین انسان های مت?اوت)

?رایند رسیدن به یقین بسیار شبیه به (در طرحی که در این متن ها نشان داده ام) ارضا شدن satisfaction یک ?رمول منطق است در یک دستگاه منطقی به همراه مجموعه ای از اصول منطقی و اصول موضوع. در واقع ?کر انسان مانند ماشین منطق است که در برخورد با گزاره های گوناگون طی?ی بین احساس های یقین، ضد یقین و عدم ت?اوت را بروز می دهد که تقریبا در تناظر است با ارضا شدن، ارضا شدن نقیض و عدم ک?ایت insufficiency اصول موضوع برای استلزام منطقی یک گزاره در یک دستگاه منطقی. چیزی که در این طرح جای اصول را می گیرد شبکه ای است از شواهد evidence که به طرز بسیار پیچیده ای در هم تنیده شده اند. این شبکه را شبکه ی م?هومی conceptual lattice نام می گذاریم.

بنابراین شبکه ی م?هومی مجموعه ای (معمولا سازگار) از جملات ?کر است که به پشتوانه ی شواهد اثبات شده اند یا به عبارت مختصر مجموعه ای از شواهد هستند. شکل گیری شبکه ی م?هومی مانند درخت م?هومی بسیار وابسته به محیطی است که موجود دارای شناخت، که در این مرحله دارای ?کر نیز هست، در آن رشد می کند. شبکه ی م?هومی انباشته ای است از مشاهدات (شواهد) موجود دارای ?کر که در طول مدت بسیار زیادی در کنار هم، در تقویت همدیگر، سازگار با همدیگر گرد هم آمده اند. به تعبیری بسیار روشن این شبکه مجموعه ی تمام دانسته ها و آگاهی ای است که موجود دارای ?کر در طول زندگی به دست آورده است. شبکه ی م?هومی نقش بسیار مهم دیگری نیز بازی می کند؛ در تعری?ی که از ?کر بیان کردم الزامی بر درست بودن، معنا دار بودن، مرتبط بودن یا پیوستگی معنا در جملات ?کر وجود ندارد یعنی این تعری? تنها، مول?ه ی اساسی و مشخص کننده ی ?کر را در نظر می گیرد. برای پیوستگی معنا در ا?کار نیاز به چیز دیگری است که آن چیز همان شبکه ی م?هومی است. در واقع ?کر با کمک شبکه ی م?هومی معنا پیدا می کند و عملی می شود.

نقش شبکه ی م?هومی در ?لس?ه های تجربه گرا empiricism، تردید گرا scepticism، نتیجه گرا pragmatism بسیار زیاد است. در حقیقت چنین ?لس?ه هایی و همچنین علوم شناختی بر پایه ی نقش اساسی شبکه ی م?هومی در ?رایند شناخت است. به ویژه از میان چنین نگرش هایی به ?رایند شناخت نمونه ی بسیار نزدیکی به این متن وجود دارد که می توان آن را در مقاله ی ویلیام جیمز مشاهده کرد:

James' What Pragmatism Means

[البته ?قط نگرش نسبت به این موضوع، در این جا پرگماتیسم اصلا مطرح نیست]

این نمونه برایم اهمیت ویژه ای دارد به این خاطر که نگرشی که نسبت به رشد، تغییر، توجیه، ناسازگاری ها، نا تمامیت های شبکه ی م?هومی که جیمز آن را محتویات آن روز the day’s content می نامد، وجود دارد بسیار نزدیک به همین متن است. نکته ای که در توضیح ?رایند آگاهی از راه مشاهده-دریا?ت-?هم ?رموش شد این بود که این ?رایند در واقع همان رشد یا اصلاحات جزیی شبکه ی م?هومی است. در این باره ذکر این مطلب نیز لازم است که ?رایند آگاهی از مسیر مشاهده-دریا?ت-?هم عبور می کند ولی لزوما به این معنی نیست که آگاهی یا اثبات یک جمله ی م?هومی به کمک شواهد حتما از راه مشاهده ی عین واقعیت مرتبط با جمله انجام شود بلکه این امکان بسیار وجود دارد که شواهد اثبات یک جمله خود جملات زبانی باشند. به طور مثال خیلی از چیزهایی که می دانیم حاصل شنیده ها و خوانده است و موضوع آگاهی توسط بسیاری از ما تجربه نشده و نمی شود. در چنین حالت هایی که البته بسیار هم هستند آگاهی هنوز هم از طریق مشاهده-دریا?ت-?هم به دست می آید ولی مشاهده ی (غیر مستقیم) نوشته ها، سخن رانی ها، نقل ها، گ?تگو ها، ... در چنین وضعیت هایی شواهد اثبات یک جمله ی م?هومی ?قط صر? این گونه مشاهدات غیر مستقیم نیست بلکه خود شبکه ی م?هومی نیز به عنوان بخشی از شواهد وارد صحنه می شود تا احساس یقین حاصل شود و جمله اثبات شود. واقعیت جالبی که در این باره وجود دارد این است که برای یک انسان ?همیده ی جامعه ی امروز ?رایند آگاهی بیشتر به صورت غیر مستقیم صورت می گیرد و در عمل جمله های قابل توجه ای به شبکه ی م?هومی چنین انسان نوعی اضا?ه نمی شود به نوعی می توان گ?ت گویا شبکه ی م?هومی به یک حالت اشباع می رسد. از طر? دیگر دوران آغازین یک شبکه ی م?هومی بسیار جالب توجه است چرا که در این دوران (دوران کودکی یا زمانی که بشر در برخورد (مشاهده) مستقیم با خیلی چیزها آگاهی کسب می کند و می ?همد) برخورد های پرشمار مستقیمی با موضوعات آگاهی و ?هم به وجود می آید و شبکه ی م?هومی با سرعت زیادی در حال شکل گیری است. می توان تصور کرد اگر یک انسان کامل شده بخواهد دوباره شبکه ی م?هومی خود را با مشاهدات مستقیم تغییر دهد یا رشد دهد چه آگاهی عظیمی پیش رو خواهد داشت [جای هیجان است]. این موضوع از نظر دیگری نیز قابل توجه است؛ شبکه ی م?هومی در حقیقت ساختار ?کر انسان است. و اما مثال های این پاراگرا?:  به طور مثال وقتی گزاره ای به ات?اقی تاریخی دلالت می کند، می توان بر آن یقین کرد زیرا شواهد زیادی (در طول زندگی) در اختیار داریم که نشان می دهد بسیار کم تاریخ تحری? شده است. یا وقتی در مثال قبل کلید در ق?ل نمی رود و به درست بودن خانه تردید می کنیم گرچه شاهد مستقیمی برای درستی یا نادرستی این تردید نداریم ولی شواهدی از قبل در شبکه ی م?هومی ما وجود دارد که یک سمت تردید را می گیرد.

نوشته شده توسط shahin در ساعت