« یادداشتی از چند موضوع با هم مرتبط 1 | ص?حه اصلی | عنصر تخیل 3 »

چه قدر ممکن است در ا?کار خود دچار اشتباه شوم؟ 2

چه قدر ممکن است در ا?کار خود دچار اشتباه شوم؟

از کجا می توان به آن چه درست می دانم اطمینان کنم؟

آیا معیاری برای درستی گزاره های ?کر، تصمیم ها، م?اهیم، تصورات، خاطره ها، احساسات، دریا?ت ها وجود دارد؟

[قبل از هر چیز دیگری به این مورد تاکید می کنم که منظور از این پرسش ها پاسخ های ناظر به نتیجه گیری و عمل pragmatism نیست و موضوع به صورت عمیق تری مورد پرسش است]

بارها ا?رادی را دیده ام و می بینم که در ا?کارشان (و آن چیزهایی که در بالا اشاره شد) دچار اشتباه هستند، البته به زعم خود. گونه ها بسیار است، شدت ها متنوع است، نمونه ها هم کم نیستند. از بعضی اساتید دانشگاه با چیزهایی که نادرست متوجه شده اند و مجموعه ی م?اهیم کاملا متناقضی که بر آن ها اصرار دارند (که البته در این گونه موارد اکثر مردم به طور مشترک آن ها را نادرست می دانند) تا مردم کوچه و خیابان، دوست، .... تا حدی که شاید بتوان گ?ت همه ی انسان ها کم و بیش، گاه و بی گاه در حال ?ریب دادن خود هستند. اما شاید بتوان مطلب مهم تر و اساسی تر از درستی یا نادرستی ا?کار [در این متن توجه ?قط بر ?رایند های ذهنی است و هیچ اصرار و حکمی درباره ی درستی ر?تارهای انسان وجود نخواهد داشت] انسان ها را به چالش کشید و آن درستی خود چنین گزاره هایی است یا به عبارتی دیگر درستی آن گزاره هایی که درباره ی درستی می آیند، معیارهای درستی تصمیم ها، معیار عاقل و معقول بودن و در کل بیننده ی چنین پدیده هایی دست آخر به خود شک خواهد کرد؛ اگر هر انسانی در اوقاتی و با شدتی در حال اشتباه است چه طور می توان به ا?کار خود (صر? نظر از آن هایی که به اشتباه دیگران مربوط است) اطمینان کرد؟

درباره ی این پرسش ها موضوع هم زمانی مرا مشغول کرد و آن در جای یک بیمار اسکیزو?رنیا بودن است؛ یک بیمار اسکیزو?رنیا چه دریا?ت ها و چه سیر م?هومی دارد؟ چرا بعضی ها به این بیماری دچار می شوند؟ ؛ آیا ممکن است من هم این بیماری را تجربه کنم؟

بیماری اسکیزو?رنیا schizophrenia یک بیماری نابهنجاری روانی است که از شناسایی آن در اواخر قرن نوزدهم به د?عات شناسایی و طبقه بندی و تقسیم شده است. تا حدی که گاهی اوقات اسکیزو?رنیا به طی? گسترده ای از بیماری های روانی اطلاق می شود. اما یکی از انواع اسکیزو?رنیا که از مهم ترین و معرو? ترین گونه های آن است اسکیزو?رنیای پارانوید paranoid schizophrenia است که در آن گسستی بین واقعیات، محسوسات، م?اهیم و وجدانیات و عناصر متناظر ذهنی آن می ا?تد و حتی می تواند به از دست ر?تن دریا?ت از خود (از بین ر?تن شخصیت)  منجر شود (schizo به معنی گسسته شده split و phrene به معنی ?کر می باشند). درباره ی نوع پارانوید مشخصات نابهنجاری این گونه تعری? شده است:

کژپنداری ها و خیال های باطل delusion که رنگ بد گمانی، آزار دیدن، عظمت دارد. این خیالات باطل معمولا با توهماتی hallucination همراه می شوند که درستی و یقین از آن ها را تقویت می کند. دو مرجع نسبتا مناسب برای تعاری?:

http://ub-counseling.buffalo.edu/Abpsy/lecture12.html

http://en.wikipedia.org/wiki/Paranoid_schizophrenia

در یک ?رد پارانوید تمایز بین واقعیت reality و خیال illusion از بین می رود به گونه ای که وی بعضی خیالات خود را در قالب واقعیت می بیند و حتی یقین می کند [درباره ی این آخری بیشتر توضیح خواهم داد].

اما در این نقطه از تعری? پارانوید لازم می بینم تقسیم بندی دیگری را به نمونه های معمول تعری? شده اضا?ه کنم. پارانوید به معنی عام خود (یعنی پنداره ی ذهنی اشتباه، نامتناظر با بیرون) با توجه به چارچوب نظری این متن دارای دو سطح است، یک پارانوید در دریا?ت perceptual paranoid و دیگر پارانوید در م?هوم conceptual paranoid. در پارانوید دریا?ت یک ?رد به دریا?ت اشتباه یا نا مطابق با دنیای واقعی می رسد. چنین چیزی همان توهم hallucination نام دارد؛ پنداره های اشتباه حسی هستند. به طور مثال احساس لمس شدن، شنیدن صداهای غیر واقعی، دیدن تصاویر خیالی به صورتی که در تمام موارد به عنوان ناظر به واقع دریا?ت شوند. در انسان طبیعی تصور و تخیل چنین چیزهایی غیر ممکن نیست ولی اول قابل تمیز از واقعیت است و دوم این که در پارانوید شدت دریا?ت تصاویر ذهنی بسیار بالا است، دقیقا برابر با نمونه هایی که از مشاهدات بیرونی حاصل می شوند. پارانوید همیشه با پارانوید دریا?ت همراه نیست، به ویژه این که وقتی با توهم hallucination همراه می شود این توهمات معمولا شنوایی هستند و کمتر بینایی. در کل می توان پارانوید دریا?ت را به قطع ارتباط یا نگاشت نادرست بین مشاهده و دریا?ت در زنجیره ی مشاهده-دریا?ت-?هم تعبیر کرد. تجربه ی پارانوید دریا?ت برای انسان های سالم نیز امکان پذیر است ولی این نوع نابهنجاری در بیماران اسکیزو?رنیای پارانوید کمتر از نوع م?هوم آن است. دو پدیده ی خواب در بیداری و توهم ناشی از داروهای روان گردان، الکلی، مخدر چنین تجربیات زود گذری از پارانوید دریا?ت هستند. در واقع از همین منظر می توان به تعری?ی از خواب (طی? خواب) دست یا?ت: خواب، در حالت کامل خود (انتهای طی? خواب) قطع کامل ارتباط بین مشاهده و دریا?ت است برای دریا?ت های آزادانه یا به تعبیری وهم. خواب به این معنی به هیچ وجه قابل تجربه نیست زیرا در عمیق ترین خواب ها هم همیشه روزنه ای از مشاهده به دنیای واقعی باز است و همین می تواند [می تواند] موجب برگشت به حالت بیداری شود. در حقیقت گرچه خواب عمیق (مطلق) وجود ندارد ولی از نظر پدیدارشناشی همان مرگ است. در طول طی? خواب هر چه به سمت بیداری نزدیک شویم تاثیر دنیای واقعیت بر خواب بیشتر می شود، عناصر خواب (دریا?ت ها) معقول تر می شوند (در قیاس با با آن حالت کاملا آزادانه)، بیداری سریع تر حاصل می شود و پدیده های واقعی به صحنه ی خواب وارد می شوند. در بیداری کامل نیز یک نگاشت محکم و قانون مند بین مشاهده و دریا?ت برقرار است. برای روشن تر شدن این تعری? یک دسته بندی در طول طی? خواب می آورم:

در ارتباط با چنین تعری?ی از خواب و چنین دسته بندی ای معماگون ترین پرسشی که به ذهن خطور می کند این است که چرا ذهن به قطع ارتباط از دنیای واقعیت نیاز دارد و همچنین دریا?ت های آزادانه.

در مورد پدیده ی دوم، دارو های روان گردان، که امکان hallucination را ایجاد می کنند نیز می توان چنین طرح-تعری?ی را دنبال کرد و چنین توهماتی را در طی? خواب قرار داد (خواب در بیداری یا بیداری با عناصر وهم آلود).

نکته مهمی که درباره ی پارانوید دریا?ت و دو پدیده ی مشابه آن وجود دارد این است که ?رد دریا?ت کننده می داند و می ?همد که چیزهایی که می بیند، می شنود، ... واقعی نیستند یا لااقل بعضی از آن ها. اما از طر? دیگر تصاویر پارانوید آن چنان ش?ا? و شدید هستند که در عینی بودن آن ها یقین حاصل می شود. این نکته با غیر قابل تمیز بودن خواب و بیداری در حالت خواب در تناقض نیست به این خاطر که در خواب گونه ی دیگر پارانوید یعنی پارانوید م?هوم نیز ظاهر می شود. دیگر این که، البته، برای همه ی بیماران پارانوید چنین نکته ای صدق نمی کند اول به همان خاطر و دوم به این دلیل که بعد از مدتی چنین دریا?ت های اشتباهی که همگی می توانند شواهدی evidence بر وجود چیزی باشند (زیرا در اسکیزو?رنیا خیال ها و وهم ها موضوع مشخصی را دنبال می کنند، به طور مثال خوانده شدن ?کر توسط انسان های دیگر، و تمام عدم تناظر ها در دریا?ت به معتبر شدن چنین حکمی کمک می کنند یعنی برای آن شاهد می آورند، به طور مثال چنین ?ردی ممکن است در برخورد با بعضی انسان ها احساس لمس شدن از درون بکند و ...) و آن چیز به اندازه ی واقعیت که شاهد های خاص خود را دارد معتبر می شود.

نمونه عینی بسیار معرو? و جالبی از پارانوید دریا?ت وجود دارد و آن ریاضی دان و اقتصاد دان نوبلیست جان نش است که زندگی اش در ?یلم ?کر زیبا به تصویر کشیده شده است. آن گونه که ?یلم نشان می دهد جان نش گرچه تصاویری خیالی از چند شخصیت غیرواقعی دارد ولی متوجه چنین مطلبی نیز می باشد و از طر?ی حضور این شخصیت ها به د?عات موجب تقویت و اعتبار آن ها می شود تا حدی که در نهایت جان نش در مواجهه با انسان های نا آشنا همیشه از دوست خود درباره ی واقعی بودن آن ها می پرسد یا به عبارتی شاهد می گیرد.

ممکن است بخواهیم بر اساس این چارچوب نظری (مشاهده-دریا?ت-?هم) اشتباه در تناظر بین واقعیت و مشاهده را نیز به عنوان سطحی از پارانوید طبقه بندی کنیم ولی همان طور که قبلا گ?ته شد (مشاهده و دریا?ت ) دریا?ت نسبت به تغییرات و نقص های مشاهده بسیار سازش پذیر و منعط? است و چنین طبقه بندی ای ارزش زیادی نخواهد داشت. به عنوان مثالی تکراری اگر نقطه ای از شبکیه ی چشم بسوزد ?قط برای مدتی مشاهدات نادرست و اشتباه خواهند بود، به این معنی که تصاویر دنیای واقعی با ناحیه ای سیاه پوشانده خواهد شد که واقعا وجود ندارد و ?قط شتباه در تناظر بین تصاویر واقعی و حاصل از مشاهده است. اما با گذشت زمان ناحیه ی سیاه از مشاهدات حذ? خواهد شد (یا کاهش شدت مشاهده و دریا?ت خواهد داشت).

rd

نوشته شده توسط shahin در ساعت