« منطق ریاضی؛ گزارشی بسیار کوتاه در مورد درستی | ص?حه اصلی | چه قدر ممکن است در ا?کار خود دچار اشتباه شوم؟ 2 »

یادداشتی از چند موضوع با هم مرتبط 1

چندی پیش این پرسش در ذهنم ایجاد شد که در تصورات imagination یک نابینای مادرزاد چه می گذرد. یعنی آیا این ا?راد تصویر ذهنی imagery دارند. قبل از این که به پاسخ بپردازم کمی در مورد عجیب بودن پاسخ ها خواهم گ?ت.

اگر یک نابینای مادرزاد (ن.م.) هیچ گونه تصویر ذهنی نداشته باشد، پرسش دیگری ذهن را آزار خواهد داد؛ در ذهن ن.م. چه می گذرد؟ ذهن بسیاری از ما تقریبا در تمام اوقات با عناصر تصویری visual پر شده است و حتی می توان گ?ت ?کر به معنای طبیعی خود هم به گونه ای مستلزم این گونه عناصر است. شاید بتوان گ?ت تصورات شنوایی در ن.م. غالب است اما مثال های زیادی از انسان های ن.م. و ناشنوا وجود دارد که مانند هر انسان دیگری ر?تار می کنند به طوری که می توان نتیجه گر?ت احتمالا یا چیزی در تمام اذهان مشترک است و یا این گونه ا?راد ویژگی ها غیر طبیعی دارند. [در تمام این متن تاثیر و توان دو حس بویایی و چشایی صر? نظر شده است] بنابراین پرسش آغازین به این ختم خواهد شد که آیا تصورات ذهنی ما (+ا?کار ما) می توانند مستقل از احساس باشند. یا به عبارت دیگر جز هر تصور ذهنی چیز دیگری وجود دارد. و اگر وجود دارد چگونه است.

اگر یک نابینای مادرزاد تصویر ذهنی داشته باشد، از آن جا که این تصاویر هیچ شاهدی در عالم واقعیت ندارند (بی ارتباط هستند) می توانند هر چه باشند و پرسش تبدیل می شود به این که یک ن.م. برای داشتن چنین تصاویری چه قدر تلاش می خواهد، تا چه حد می تواند در تصورات خود پیش برود، ... آیا یک انسان بینا نیز می تواند با قطع ارتباط از دنیای واقعیت تخیلات بصری خود را آزاد تر و تخیلی تر کند.

جواب پرسش هر چه که باشد اشاره به نکته ی بسیار شگر?ی خواهد داشت.

شاید برای بعضی خیلی بدیهی برسد ولی برای من این گونه نبود (به این خاطر که به پرسش دوم امید داشتم ...)؛ هیچ نمونه ی ن.م. وجود ندارد (و البته نداشته است) که دریا?تی از رنگ، نور و هر آن چه بصری است داشته باشد. خوشبختانه با مقاله ی بسیار جالب و دقیقی در این مورد روبه رو شدم:

http://www.truncheon.net/newyorker/20030728_sacks.html

پرسش آغازین به طور مداوم در حال تغییر است: آیا م?هوم conception بدون هیچ پایه ای از دریا?ت perception وجود دارد یعنی آیا می توان موجودی داست که هیچ گونه احساسی نداشته باشد و باز بتواند به مشترکات ذهنی انسان ها برسد، مانند باقی ر?تار کند، ...

خوب البته چنین نمونه ای در هیچ کجای تاریخ پیدا نخواهد شد؛ نمونه ای که هیچ گونه حسی نداشته باشد. می توان با کمی اغماض از چنین پرسشی گذر کرد و حتی ادعا کرد م?هوم بدون هیچ پایه ای از دریا?ت غیر قابل ایجاد و حتی تصور است. بنابراین با چارچوب نظری ای (متن های قبلی در همین زمینه ها و ...) که برای چنین پرسشی ?رض گر?ته ام جز این حالت باقی نمی ماند که م?هوم الزاما بر پایه ی لااقل یک دریا?ت بنا می شود و چیزهایی که ذاتا م?هوم هستند (مثلا آن چه از رنگ به احساس آن مربوط می شود م?هوم نیست، ولی این مطلب که چیزها می توانند پدیدار دیگری (مثلا رنگ) داشته باشند م?هوم است) مستقل از تعداد و نوع دریا?ت هایی است که موجود دارای آن ها می تواند داشته باشد.

با توجه به نتیجه گیری بالا می توان این گونه ادامه داد که حس لامسه قاعدتا به تنهایی برای داشتن ?هم کا?ی است و ات?اقا این تنها حسی است که هیچ موجودی از آن محروم نیست (حتی داشتن این حس ?قط در ناحیه ی محدودی از بدن موجود زنده کا?ی است تا دریا?ت های مکانی، زمانی، حرکت، ... را به دارنده القا کند). البته این نکته را نمی توان نادیده گر?ت که هر چه تعداد و توانایی دریا?ت های یک موجود بیشتر باشد سریع تر و آسان تر به م?هوم خواهد رسید. اما به هر صورت در مورد این که کدام حس توانایی بیشتری برای بنای ?هم دارد نمی توان به سادگی پاسخ داد (بین لامسه و بینایی-شنوایی)؛ آیا ممکن است بدون لامسه بنای ?هم غیر ممکن باشد؟...

خوب حالا می توان پاسخ پرداخته تری به پرسش آغازین داد. در واقع تمام آن چه در ذهن ن.م. می گذرد یا دریا?ت های لمسی است (باید اشاره کنم که این جا و بعضی جاهای دیگری منظور از ن.م. +ناشنوایی است) (که البته می توانند خاطره ی دریا?ت های لمسی یا بازسازی تجربه های لمسی باشند) و یا به دریا?ت های لمسی قابل تجزیه است. در مورد تجزیه ی م?هوم در یادداشت های بعدی توضیح خواهیم داد. بنابراین تمام آن چیزی که در ارتباط و تداعی "دایره" برای ن.م. قابل بازسازی است لمسی است (+ م?هوم دایره). این مطلب در صورتی که باورش کنیم بسیار حیرت آور است؛ ن.م. دریا?تی از تصویر ندارد تا از آن تعجب کند و انسان بینا نیز به گونه ی دیگری.

[بعدا اضا?ه شده]

وقتی نمی توان با زبان مشترکی درباره ی دریا?ت های بصری از ن.م. پرسید پس چگونه می توان در مورد درستی این مطلب که ن.م. هیچ دریا?ت بصری ندارد اطمینان کرد؟ به طور مثال اگر ?رض شود ن.م. دریا?تی از رنگ سبز دارد، اصولا هیچ راهی وجود ندارد که سبز را به دریا?ت او از سبز ارتباط دهد، بنابراین پاسخ او خالی از اعتبار است به این خاطر که پرسش خالی از اطلاعات بوده است. گرچه درست است ولی هنوز راهی وجود دارد که بتوان در مورد دریا?ت داشتن ن.م. از تصاویر پرسش کرد: دریا?ت ها برای هر موجود دارای ?هم قابل دسته بندی به نوع هستند، یعنی هر انسان می تواند دریا?ت های بینایی را از دریا?ت های شنوایی تمیز دهد (خود این دو م?هوم هستند و پس نمی توان انتظار داشت موجودات بدون توانایی ?هم بتواند چنین تمایزی را انتزاع کنند) و ... پس می توان از ن.م. از تعداد نوع دریا?ت هایی که دارد پرسید، از دریا?ت هایی که جز لامسه دارد پرسید، ...

نوشته شده توسط shahin در ساعت