« پارادایم روش علمی | ص?حه اصلی | دریا?ت و م?هوم 2 »

دریا?ت و م?هوم

یکی از چیزهایی که کمابیش بین ?لس?ه های تجربه گرا empiricism (و همچنین علوم شناختی cognitive science) مشترک است متصور شدن یک ساختار یا ?رایند لایه ای برای شناخت است.

در این برهه از زمان برایم این گونه به نظر می آید که علاوه بر ?رایند های مشاهده observation و دریا?ت perception ?رایند و البته لایه ی متمایز دیگری در شناخت وجود دارد که آن را ?هم conception می نامم (واژه شناسی ای که تا کنون است?اده کرده ام). چیزی که در لایه ی ?هم به طور متمایز کننده ای وجود دارد آهنجش یا انتزاع abstraction است البته به همان معنی اصلی و مستقیم کلمه. انتزاع به معنی جدا کردن و منزوی کردن چیزی از زمینه ی ظهوری و وجودی آن است. در این مورد که انتزاع چیست و چرا ?قط در انسان وجود دارد [با توجه به تعری?] جواب قانع کننده ای پیدا نکرده ام ولی چیزی که آن را اساسی در نظر گر?ته ام ماهیت ذاتا ریاضی انتزاع و موجودات آهنجیده است (م?اهیم) به صورتی که م?اهیم در نگاه اول چیزهایی ناهمگون با بقیه ی چیزهای طبیعی اعم از بیرونی یا درونی به نظر می رسند که ات?اقا در این مدل همین مورد وجه تمایز انسان از بقیه ی موجودات است. [گرچه چنین اظهار نظری در مورد تمایزات انسان و جز آن راضی کننده به نظر نمی رسد ولی ترجیحا مورد توجه ام نیست]

ابتدا حالتی را در نظر می گیریم که در آن انسان ها به صورت بسیار بدوی زندگی می کنند (احتمالا بسیار پیش از تاریخ) تا حدی که حتی شمارش و تعداد هم نمی دانند [البته این ?رض در مورد آن چه می خواهد نتیجه بگیرد بسیار شدید است ولی گونه های تضعی? شده ی آن هم به نوعی همان نتیجه را می رساند]، در آن صورت به جز سطح بالای هوش مندی و زندگی تنها چیزی که امکان تمایز انسان و حیوان را باقی می گذارد احساسات درونی آن می باشد (مثلا محبت، عشق، ...). چیزی که برای یک انسان نوعی در این حالت وجود دارد مجموعه ای از مشاهدات و دریا?ت هاست چیزی که در اصل خود با نمونه ی حیوانی خود نیز یکسان است. دریا?ت ها چیزهایی مستقل (جدا از دیگر پدیده ها و ر?تار ها و استقلال وجودی آن ها از دیگر دریا?ت ها)، به م?هومی عینی، از جنس ?کر (ایده)، من?رد، کلی و  جزء معنی دار ا?کار هستند و البته غیر قابل بیان و اتنقال به دیگری. به عبارتی دریا?ت ها ?قط زیر زبان موجود صاحب آن مزه پیدا می کند. در این حالت حتی اگر در مورد پدیدارها، مشاهده ها و دریا?ت ها پرسش یا چرایی وجود داشته باشد، پرسشی بدون پاسخ است [چرا؟] و این چرایی غیر قابل بیان. از این رو تقریبا تمام چیزی که زیر مجموعه ی شناخت cognition و آگاهی conciousness انسان قرار می گیرید مستقلا-شخصا تجربه-مشاهده و در نتیجه دریا?ت شده است و یا چیزهایی شبیه دریا?ت است که از بیرون نرسیده باشد ( چیزی که John Locke در empiricism خود آن را بازتاب reflection می گذارد و در حقیقت دریا?ت خود یا درون است). به عبارتی (که تعری? ضمنی ای از ?هم است) در این حالت ?هم conception وجود ندارد. زبان به طور عمیقی وابسته به ?هم است بنابراین در این حالت نباید چیزی مثل زبان (طبیعی) وجود داشته باشد گرچه وجود نشانه ها sign برای آگاه ساختن (چنین ?رایند آگاهی ای که در حیوانات وجود دارد از نوع یک زبان طبیعی و م?هومی نیست بلکه صر?ا یک ?رایند دریا?تی است) کاملا طبیعی است. از این نظر ?رایند آگاهی را در چنین انسان هایی می توان دریا?تی perceptual نامید.

م?اهیم بر خلا? دریا?ت ها قابل بیان هستند و در حقیقت م?اهیم به صورت symbol ها در لایه های مختل? زبان های طبیعی (و غیر طبیعی) قابل انتقال هستند. از طر? دیگر م?اهیم آن طور که دریا?ت ها معنی مستقیم و ضمنی دارند معنی بلا?اصلی در ذهن ایجاد نمی کنند.

حالت دیگری که می توان در نظر گر?ت انسان هایی هستند با مجموعه ی بزرگی از م?اهیم به عنوان دانسته ها. وضعیت امروز انسان بسیار شبیه این حالت است و البته تاریخ نشان داده است که این وضعیت با پیشر?ت زمان شدید تر هم می شود تا حدی که مجموعه ی آگاهی و شناختی [ترجیح می دهم شناخت را ?قط در مورد انسان با ?هم به کار ببرم] انسان هزاره ی آینده بسیار بیشتر از انسان امروز از طریق زبان (هر گونه ی آن که به نوعی با انتقال م?هوم سر و کار دارد) و م?هوم به دست آمده باشد. احساس می کنم این حالت رو به رشد م?هومی شدن آگاهی انسان در جایی از تاریخ (لابد انتهای آن) به اوج برسد؛ انسان های چنین دوره ای را conceptual می نامیم.

م?اهیم بر خلا? دریا?ت ها قابل تجزیه و ترکیب هستند همان طور که در ریاضی صورت ها با ترکیب خود بر وجود چیزی دلالت می کنند و همین طور تجزیه پذیری قضایا به اصول و م?اهیم به تعری? نشده ها. به عبارتی م?اهیم بسته به درجه ی انتزاع خود همان صورت ها و اشیاء ریاضی ?کر ما هستند. در مقام مقایسه م?اهیم در ?لس?ه ی empiricism آن طور که Locke می گوید همان م?اهیم و ویژگی های ثانویه هستند و آن طور که هیوم David Hume می گوید همان ایده ها idea.

 

نوشته شده توسط shahin در ساعت