« مشاهده و دریا?ت 4 (دریا?ت و ساختار ?کر) | ص?حه اصلی | مشاهده و دریا?ت 6 (دریا?ت ها به عنوان کلیات) »

مشاهده و دریا?ت 5 (سئوال دوران کودکی)

یکی از سئوالاتی که در دوران کودکی برام مطرح بود این بود که "آیا همه ی آدما اون چیزی رو می بینند که من می بینم؟". حتی یادمه اینو از مادرم هم پرسیده بودم و البته مادرم چه جوابی می تونست بهم بده! انگار همه داریم یه چیز می بینیم که سر بازگویی و صحبت در موردش ات?اق نظر داریم. اما من ?کر می کردم از کجا معلوم تصویری که مادرم می بینه بزرگ تر، کوچک تر، تارتر، واضح تر، ... از بینایی من نیست. من لابد باید جای مادرم می شستم تا چیزی که او می دید رو ببینم ولی این امکان پذیر نبود و همه چی ?راموش شد... [خوب خیلی چیزا این جوریند، وقتی نتونستیم جواب درستی براش پیدا کنیم در اعماق کودکیمون گم شدن و چیزایی جاشونو گر?تن که برامون خیلی خیلی بدیهی هستن، خیلی بدیهیات ما به هیچ وجه بدیهی نیستن... [این باشه واسه یه متن دیگه] ]

این روزا احساس می کنم دریا?ت با این ذکری که ازش ر?ته چیز مستقل (جدا از دیگر پدیده ها و ر?تار ها) ، به م?هومی عینی، از جنس ?کر (ایده)، من?رد، کلی و  جزء معنی دار ا?کاره [خوب البته خیلی ر?تارها و پدیده های روان با تعری? های مشخص ممکنـه دارای تمام این ویژگی ها باشن، منظورم ?قط یه پدیده شناسی و چند حدسـه نه بیشتر]...

روی شبکیه ی چشم ما دو نوع سلول وجود داره: حساس به شدت نور و حساس به رنگ. تراکم این سلول ها در نقاط مختل? ?رق می کنه. بیشترین تراکم مربوط به نقطه ی مقابل مردمک چشمه (120000 سلول در هر میلی متر مربع) به این نقطه می گن نقطه ی زرد. کمی دورتر محدوده ای وجود داره که عصب های بینایی از اون محدوده از کره ی چشم جدا می شن و به سمت مغز می رن، تو اون نقطه [?کر کنم به دلیل متصل شدن تمام عصب ها در اون نقطه] تراکم سلول بسیار کمه، تقریبا ص?ر و بهش می گن نقطه ی کور. واقعیت دیگه ای که در مورد چشم وجود داره همون طور که می دونید وارونه بودن تصویر شبکیه ست.

اما هیچ کدوم از ما نقطه ی کوری در تصاویر نمی بینیم و همین طور هیچ چیز رو وارونه. یه بار شنیدم که ندیدن نقطه ی کور رو این طوری توجیه می کنن که مغز با توجه به تجربه های حسی قبلی (دیده ها) می تونه قسمت حذ? شده ی تصویر دریا?تی رو درون یابی کنه همون طور که در مورد پویانمایی گ?ته می شه مغز توانایی ت?کیک تصاویر سریع رو نداره و پیوسته تشخیص می ده. خوب صر? نظر از این که ما این پدیده ها رو چه طور توجیه می کنیم این نمونه ها نشون دهنده ی اینه که ?رایند مشاهده-دریا?ت-آگاهی ما نسبت به نقص های ذاتی و حتی غیرذاتی عملکرد پایداری داره (چیزی که تو شبکه های عصبی به fault tolerance معرو?ه). مثلا اگه کسی قسمتی از شبکیه ی چشمش رو از دست بده تا مدتی تصویر رو خراب می بینه [از خودم (و شاید همه) می پرسم جز اینه؟] یا یه آزمایش محال: اگه عصب های چشم یه نوزاد رو در مسیرشون به مغز از نو مرتب کنیم چه ?رقی بین مشاهدات اون و یه آدم طبیعی وجود داره. خوب در این مورد با توجه به پاره ای قراین به نظر می رسه نباید هیچ ت?اوتی وجود داشته باشه. این همون مستقل بودن دریا?ت از زیرساخت مشاهده ست.

می شه این پدیده ها رو به گونه ی دیگه ای هم توجیه کرد؛ وقتی تصویری در سطوح عصبی تشکیل می شه (که اجازه بدین اسمشو بذاریم مشاهده) و پیام های عصبی به مغز منتقل می شه طی یه ?رایند تداعی association یک یا چند م?هوم (که اسمشو می ذاریم دریا?ت) در سطوح بالاتر ذهن از اون گذر می کنن. طبق این توجیه از پدیده می شه گ?ت دریا?ت ها ازجنس ?رایند های عصبی (لایه های پایین تر ذهن [به نوعی]) نیستند و مستقل از اونا هستن و از جنس چیزی دیگه ای در عالم خارج (با تعری? معمول خودش) هم نیستند و از اون جا که برای ما دارای معنی بی واسطه هستند می شه گ?ت از جنس ایده اون هم از نوع مجرد و کلی خودش هستند باز البته اگه ایده آلیستی ?کر کنیم. اما ویژگی خیلی مهم و جالب دریا?ت ها من?رد بودن (استقلال یکشون از دیگری) و تجزیه ناپذیر بودنشونه که سعی می کنم بیشتر با نمونه ها منظورم رو بگم...

نوشته شده توسط shahin در ساعت

نظرخواهی

نظر شما چيست؟




مرا به خاطر داشته باش