« دریا?ت و م?هوم | ص?حه اصلی | درباره ی ت?سیر در علم »

دریا?ت و م?هوم 2

یک سئوال که کمی پیش از این سعی بر پاسخ دادن به آن بودم این بود که چرا تئوری های علمی ساده تر از آن می نمایند که در مسیر سخت و طولانی تاریخ علم توسط انسان های نخبه به دست آمده باشند؟ [با توجه بیشتر به ?یزیک] به عبارتی چرا این گونه به نظر می رسد که هر آن چه در راه علم ساده بوده است پیدا و حل شده است (آن هم در صدها سال) در عوض در هر دوره ای علم به دشواری راه پیشر?ت خود را یا?ته است؟

پاسخی که بر اساس دیدگاه مشاهده-دریا?ت-?هم می توان به این سئوال داد راضی کننده است. ابتدا می توان ?رض کرد دریا?ت های انسان امروز، نسبت به گذشته، که البته گسترده تر و متنوع تر شده است عامل این سادگی نسبی و پیش رونده ی علم است. ولی همان طور که اشاره شده است انسان در طول زمان به سمت م?هوم گرایی نزدیک تر می شود تا دریا?ت گرایی، تا حدی که می توان ادعا کرد انسان دانشمند امروز حتی بسیاری تجارب انسان قدیم را هم ندارد و در حقیقت از دنیای واقع دورتر شده است؛ واقعیت به محکی تبدیل می شود برای تطابق و تناظر با م?اهیم و انتزاعات انسان [نا گ?ته پیداست که سوی نوشته به علم و خصوصا ?یزیک است].

اما ?رض دیگری که راضی کننده تر است و واقعی تر می نماید پیشر?ت انسان هر دوره در زمینه ی م?اهیم و انتزاعات است، نسبت به انسان های دریا?ت گرای دوران های گذشته. بر این اساس می توان سادگی نسبی پیش رونده ی علم را به رشد و گسترده شدن م?هوم نسبت داد، چیزی که به سادگی و به سرعت (نتیجه ی تاریخ چند صد ساله ی علم در طول چند سال قابل ?همیدن و یاد گر?تن است) منتقل می شود (با انواع زبان)، انبوه مشاهدات و دریا?ت های طبیعی و حتی دیگر م?اهیم رسیده را به سادگی قابل بررسی و پذیرش و ?هم می کند و به عبارتی پاسخی است به چرا ها که در اولین مرحله ی روش علمی مطرح است.

انسان امروز م?اهیمی در اختیار دارد که در دوران ماکسول نبود و البته نتیجه ی کارهای علمی چنین انسان هایی چیزی جز تنزاع  این م?اهیم نبوده است. البته سخت است تصور نبودن م?اهیم؛ چگونه می توان بدون وجود خیلی از م?اهیم که از طریق زبان ها به ما رسیده است ?کر کرد و چگونه می توان چنین حالتی را متصور شد. هر چه که باشد بدون داشتن چنین م?اهیمی در ذهن آهنجیدن آن ها و دیگر م?اهیم کاری بسیار دشوار تر خواهد بود.

انسان امروز از م?اهیمی مثل ذره، میدان، موج، نیرو، انرژی، ... شناخت دارد. بنابراین علم صر?ا به پیدا کردن یا کش? روابط علمی، قوانین، ?رض های اساسی، ... توسط دانشمندان پیشین مدیون نیست، مهم ترین کار یک دانشمند انتزاع م?هوم است و نه انتزاع صر?؛ [جایی برای گ?تن از روش ریاضی و دانش ریاضی نیست] انتزاع تطابق یا?ته با واقعیت یا دریا?ت ها های حاصل از مشاهده. بنابراین در مورد کارهای ارزنده ی دانشمندان می توان به دنبال م?اهیم بسیار پیش پا ا?تاده ولی بنیادی بود...

کدام انسان برای اولین بار به لختی ?کر کرد؟

کدام برای اولین بار اجسام را به عنوان نقاط در ?ضای سه بعدی در نظر گر?ت؟

کدام به گرما ?کر کرد؟ (جالب است که اولین م?هوم گرما یا همان ?لوژیستون م?هومی کمی غیر واقعی بود ولی تاکید می کنم به ارزش این م?هوم)

کدام به میدان؟

...

مثل همیشه یک نکته ی خوب و یک بد وجود دارد: دوران ما نسبت به گذشته پر م?هوم تر است و نسبت به آینده کم تر. اگر تصور این را بکنیم که در آینده ?همیدن چه قدر ساده تر است ممکن است کمی از چیزی نا امید شویم.

نوشته شده توسط shahin در ساعت