« مشاهده و دریا?ت 1 | ص?حه اصلی | مشاهده و دریا?ت 3 (یک حدس و بیننده ها) »

مشاهده و دریا?ت 2 (موجودات خیالی)

در همین ارتباط من به چند موجود خیالی ?کر کردم: موجودی که کور رنگه (که ازش صحبت شد)، آدمی که ?قط به اندازه ی یه نوار باریک روی شبکیه ی چشمش سلول وجود داره، آدمی که نابینا و ناشنواست (هلن کلر)، آدمی که نمی تونه چشمش رو تو حدقه حرکت بده، ...

در تمام این موارد می شه در مورد میزان آگاهی و نوع اون و ?رایند مشاهده ای که موجود یا آدم داره صحبت کرد ولی در مورد دریا?ت چیز زیادی نمی شه گ?ت. مثلا ?کر کن هلن کلر وقتی اولین واژه ها و معانی رو از معلمش دریا?ت کرده چه تصاویر ذهنی و چه حسی داشته؟

من موجودات خیالیم رو به چیزهایی که در یه دنیای ریاضی زندگی می کنن و بعضی اشیاء ریاضی رو مشاهده می کنن و از اونا دریا?ت دارن تعمیم دادم. مثلا یه مربع که روی یه ص?حه زندگی می کنه و ?قط در نقاط صحیح قرار می گیره و جابه جا می شه و بیناییش هم با برخورد با موجودات دیگه ی توی ص?حه انجام می شه...

نکته ی اول اینه که دنیای این مربع یه دنیای صحیح هست به عبارتی این مربع ?قط از اعداد صحیح دریا?ت داره و نه بیشتر. یعنی حتی اگه این مربع از طریق پاره ای انتزاعات ذهنی خودش به اعداد حقیقی برسه تا زمانی که با این اعداد در کنش نباشه این اعداد در دنیای واقعیش وجود ندارن همون طور که اعداد مختلط به طور واقعی در دنیای ما وجود نداره [گرچه این ?قط یه روی ماجراست].

دوم: اگه یه مربع حقیقی مهاجم با این مربع برخورد کنه و اونو به یه نقطه ی کسری ببره مربع ما این تجربه رو ?قط با دریا?ت های پیشین خودش می تونه درک کنه و توضیح بده. مثه این می مونه یکی از بعد چهارم با ما برخورد کنه و چون ما دریا?تی از بعد چهارم نداریم احساس می کنیم یه "چیز محال" [به این خاطر محال چون واقعا در بعد چهارم بوده] در بعد سوم با ما برخورد کرده.

سوم: تکرار تجربه هایی از این دست (تجربه هایی ?راحسی مثه جابه جایی حقیقی برای مربع صحیح) به مربع ما این امکان رو می ده که دریا?ت تازه ای از دنیا پیدا کنه، همون طور که ما وقتی به دنیا میایم دریا?ت آنچنانی از تجربه های حسی خودمون نداریم و به تدریج دریا?ت های ما شکل می گیرن. و این امکان وجود داره مربع ما علاوه بر این دریا?ت بتونه در نقاط حقیقی حرکت کنه، این مثال گرچه خیالیــه ولی اساس چیزی که بیان می کنه می تونه در مورد انسان هم صدق بکنه.

بد نیست مثال خیالی دیگه ای بزنم تا یکی از جنبه های دیگه ی دریا?ت مشخص بشه: موجودی رو تصور کنید که شبکیه ی چشمش ?قط دو سلول بالا و پایین داره که برای سادگی رنگ رو هم تشخیص نمی ده. خوب تقریبا در هر حالتی دو سلول با شدت های مختل? تحریک می شن، بنابراین از نظر انسان طبیعی به نظر می رسه که تصویر دریا?تی ص?حه ای با دو قسمت بالا و پایین باشه که با یه مرز از هم جدا شدن. ولی خوب الزاما این جوری نیست، حدس من اینه که این موجود دو نیم ص?حه نمی بینه و مرزی هم نمی بینه ولی نمی دونم چی می بینه. مهم اینه که این موجود الزاما دریا?تی از مرز نداره.

نوشته شده توسط shahin در ساعت

نظرخواهی

نظر شما چيست؟




مرا به خاطر داشته باش