« اولین مقدمه به ?کر | ص?حه اصلی | مشاهده و دریا?ت 2 (موجودات خیالی) »

مشاهده و دریا?ت 1

امروز متوجه شدم یکی از مطالبی که باید در رشته نوشته های وجود و ایده آلیسم می گ?تم ?راموش کردم و حالا می نویسمش...

مدتی پیش به این ?کر می کردم: با توجه به این که با گذشت زمان خیلی از اشیاء انتزاعی ریاضی وارد دنیای واقعیت و ?یزیک شدن آیا این امکان وجود داره که تمام اشیاء ریاضی دچار همین ?رایند واقعی شدن بشن؟ یا به عبارتی هر انتزاع ریاضی رو می شه در طبیعت پیدا کرد؟ هم زمان با این مورد دیگه ای هم وارد صحنه ی ذهنم شده بود؛ یه نابینا دنیا رو چه طور می بینه [منظورم چیزی که از خارج دنیای درونی آدم بهش می رسه] یا آدم های دیگه ای که به نوعی دچار یه جور نقص در احساس هستن؟ و حتی حالت مقابلش؛ اگر آدمی باشه که توانایی های حسی بیش از آدمیزاد داشته باشه دنیا و پدیده ها رو چه جوری درک می کنه؟ [اینو در ارتباط با اشیاء ریاضی در نظر داشته باشید] و همین طور به این ?کر می کردم موجود دیگه ای جز انسان چه دریا?تی از پدیده ها داره؟

چیزی که تو این متن می خوام ازش صحبت کنم بیش از این که جوابی به این سئوالات باشه تاکید و تعری?ـــیه از واژه ی "دریا?ت" perception. و جز این هم چیز جدیدی نداره.

در مورد زنبور عسل یا مگس با توجه به ساختار دستگاه بیناییــشون گ?ته می شه که این موجودات باید تصویری با ?لان اوصا? ببین. اول به خاطر کمتر بودن توان ت?کیک چشم زنبور نسبت به انسان باید تصویر تارتری ببینه. دوم این که چشم زنبور بعضی رنگ ها که قابل مشاهده برای انسان نیست رو می بینه و بعضی ها رو نمی بینه و گ?ته می شه که زنبور ?لان رنگ رو به جای یه رنگ دیگه می بینه [یعنی تصویری که بعضی رنگ هاش عوض شده]. من مثه بعضی ها دیگه ?کر می کنم این طور توصی? کردن دنیا از چشم یه موجود دیگه کار اشتباهــیه به این خاطر که اون موجود از پدیده های مورد احساسش دریا?تی داره که ما اون دریا?ت رو نداریم و هر چند دستگاه بینایی یه زنبور در کل از نمونه ی انسانیش ساده تر و کم توان تره ولی دریا?تش از نور، رنگ، بعد، پیچش تصویر، وضوح و تاری، ... منحصر به همین موجود یا موجودات بسیار مشابهش هست. به طور مثال با توجه به خمیده بودن سطح چشم زنبور یا مگس این موجودات دریا?تی از پیچش دارن که برای ما حتی قابل تصور هم نیست. [ < نکته ای که می خوام روش تاکید کنم همینه]  یعنی نمی شه گ?ت زنبور تصویری می بینه که در اون تصاویر در هم پیچیده شدن به عبارتی ?قط باید چشمی مثه چشم زنبور داشت که بشه ?همید چه دریا?تی داره.

در مورد یه نابینا هم می شه شبیه همین صحبت ها رو بیان کرد. به طور مثال یه نابینا دریا?تی از نور و رنگ نداره البته اگه از اون نوع نباشه که شدت نور رو تشخیص بده. و در اون نوع خاصش هم من بر این باورم که نمیشه گ?ت که تصویری که این نابینا می بینه دقیقا چه جوریه، حداقل دلیلی که می تونم بیارم اینه که اگه قرار باشه تصویری ?قط دارای اطلاعاتی از شدت نور باشه و نه رنگ هیچ راهی برای نمایش این تصویر نداریم [منظورم از نمایش الزاما در ذهن یه آدم بیناست] و می خوام تمایز قایل بشم بین یه عکس که بدون رنگ (مونوتن monotone) و یه تصویر ذهنی که ما درون دنیای ذهنیمون دریا?تش می کنیم، درستی این حر?ا وابسته به این تمایزه؛ تمایز بین دریا?ت حاصل از مشاهده و اطلاعات و آگاهی حاصل از مشاهده ، شاید [خودم هم در بیان چیز دوم یه کم نامطمئن هستم] تمایز بین دریا?ت و مشاهده شاید هم دریا?ت و آگاهی.

نوشته شده توسط shahin در ساعت

نظرخواهی

نظر شما چيست؟




مرا به خاطر داشته باش