« معجزه | ص?حه اصلی | نقد شهود محض »

ایده آلیسم عمیق

?لس?ه ی ایده آلیسم به عنوان اولین اندیشه های بشر در مورد هستی شناسی از ظهور خودش تا حالا صورت های بسیار متنوعی داشته و تقریبا در هر ?لس?ه ای به نوعی حضور داشته. اما ایده آلیسم دچار یه مشکل اساسی در تمایز بین ایده و جز ایده ست که همیشه بوده.

همه ی ایده آلیست ها به نوعی دوالیست هستن. مثلا ا?لاطون جز مثل به دنیای ظاهر و مادی (به صورت متمایز)، ارسطو به جوهر و ایده، دکارت (مثه خیلی آدما) به طبیعت و ماورای اون که اختیار ما و روحمون در اون قرار دارن...

وقت اینه که تمایزات رو برداریم و جسورانه تر ?کر کنیم؛ اگه مرزی بین ایده و ماده، طبیعت و ماورای طبیعت وجود نداشته باشه.

[قبل از این که آخرین حر? از این رشته ی 2ماهه رو بیان کنم بهتره یه یادآوری داشته باشم...]

ما چیزهایی رو طبیعی (?یزیکی) می نامیم که جلوه های پدیداری phenomenal برای ما داشته باشن و ماورای اون در حقیقت ماورای احساس ماست. اما جلوه های پدیداری برای همه، در سنین مختل? و در طول تاریخ مت?اوته. شاید خیلی چیزها که در سنین کودکی برای اولین بار باهاشون مواجه می شیم برامون شبیه معجزه باشن. پیشر?ت ابزار و علم در تغییر معیار ما برای ماورای طبیعت هم بسیار تعیین کنندست.

چیزی که یه روز برای آدمای عصر حجر روح و مثه اون بوده آلان برای ما از نظر علمی شناخته شده و قابل کنترله. آتش، رعد، خورشید گر?تگی، ...

این وضعیت در دوره ی حاضر هم وجود داره: خیلی از موجودات صر?ا ذهنی نامزد کامل ترین مدل برای طبیعت هستن، یه زمان به اصل عدم قطعیت هایزنبرگ به چشم توجیه اختیار و تصاد? محض نگاه می شد [گر چه الان دیگه اون جوری نیست]، ذراتی که وجودشون اول روی کاغذ ثابت شد، ...

گویا ما انسان ها موجوداتی هستیم در بین هر چه هست و در بادی امر ?قط با مجموعه ی محدودی از پدیده ها در ارتباطیم (کنش داشتن و حس کردن) و اسم این مجموعه رو طبیعتphysic  و پدیده ها می ذاریم و چیزهایی که به ندرت تجربه می کنیم و قابلیت کنترل زیادی بر اونا نداریم (که همیشه با درون انسان هم مرتبط بوده) ماورای طبیعت  و روحpsyche  . اما با گذشت زمان مرز ها جابه جا می شن و دایره طبیعت در طول همه چیز گسترش پیدا می کنه و این با کمک ابزار هاییه که در نتیجه ی پیشر?ت علم ساخته می شه؛ ابزار ها امکان کنش با چیز هایی رو دارن که ما نداریم، ابزار ها می تونن electron  ها رو آشکار کنن و ... در حقیقت ابزار ها چشم های دیگری برای دیدن چیزها هستن.

 یه مثال واقعی خالی از لط? نیست؛ وقتی اینیشتین در سال 1907 تلاش می کرد گرانش رو هم در تئوری نسبیت وارد کنه به این نتیجه رسید که ممکن نیست مگر این که نور بتونه در مسیرهای خمیده س?ر کنه، تعبیر اینیشتین این بود که ?ضا-زمان خمید ست و در نهایت، سال 1912 ساختار ریاضی مناسب رو پیدا کرد: هندسه ی ریمانی. خیلی جالبه که اساسی ترین جلوه های وجودی در جهان خمیده ی اینیشتین که انرژی و پتانسیل گرانشی هستن دقیقا معادل ریاضی داشتن.

داستان به این خوبی پیش نر?ت، اول این که ریمانی و منحنی بودن ?ضا باید آزمایش می شد و دوم این که تئوری، گرانش و الکتریسیته رو متحد نکرده بود. مشکل اول با 3 آزمایش نه چندان دقیق حل شد و تئوری علمی شد یعنی می شد گ?ت ما در یه ?ضای خمیده زندگی می کنیم.

اما مشکل دوم خیلی عمیق تر بود، مردم اون روز [منظورم دانشمندها] به این نتیجه رسیدن که باید در هندسه ی ریمانی تجدید نظر کنیم تا ساختار ریاضی بتونه واقعیت رو پوشش بده، این بار ?یزیک از وجود یه ریاضی جدید خبر می داد. هندسه ی جدید توسط خیلی ها بررسی شد ولی به احترام اولیشون یعنی هرمان وایلHermann Wyle با نام او بیشتر شناخته شدست.

وایل از وجود چیز جدید و کاملا مستقلی در هندسه ی ریمانی صحبت می کرد (Affinity) که اون رو به هندسه ای با دو وجود (واقعیت هندسی) [این واقعیت هندسی یا همون ناوردای (تغییر ناپذیر) هندسی از زمان گاوس وارد ریاضی شد و ?لس?ه ی عمیقی به همراه خودش داشت] تبدیل می کرد. [هندسه علم ناورداهاست، در هندسه ی اقلیدسی طول ناورداست یا به تعبیری واقعیه در هندسه ی ریمانی هم طول با این ت?اوت که هندسه ی اقلیدسی حالت خاص ریمانیه. به طور مثال اگه چیزی در یک دستگاه مختصات مثلث باشه در هر دستگاهی مثلثه، به خاطر اصل تطابق در تمامی هندسه ها و دوم این که طول اضلاع در تمام دستگاه ها یک عدد داره.  هندسه ی وایل دو ناوردا داشت: ناوردای متری (طول) و ناوردای affine ]

اما تمام نظریات ?یزیکی از این دست یا در اولین پیش بینی های خودشون رد شدن یا غیر قابل آزمایش بودند.

 در عوض هندسه ی وایل در جای دیگه مو?ق ظاهر شد؛ میدان کوانتمی. این نشون می ده انگار هنوز می شه به وجود هندسه ی ریمان-وایل در طبیعت (به صورتی که 1912 انتظارش می ر?ت) معتقد بود. اگه affinity در طبیعت وجود داشته باشه چیزی نیست که ما یا ابزارهامون تجربه کرده باشن چون تئوری های آزمایش نشده از affine داخل ذرات بنیادی صحبت می کنن و هر ابزاری از تعدادی ذره تشکیل شده، اگه بخوایم یه برگشت به مطالب قبلی داشته باشیم باید گ?ت affine در حال حاضر برای ما مترپذیر نیست چون اصلا قرار بر این بوده که به طور مستقل در هندسه ی ریمان-وایل باشه (پس affine هنوز علمی نیست)، ولی ممکنه یه روزی ابزاری داشته باشیم که اونو آشکار کنه، اون روز در مورد مرز ریاضی و ?یزیک چی می شه گ?ت...

حر? آخر از Max Tegmark  :

تگمارک در باره ی تئوری نهایی می گه به اون معنی که دنبالشیم وجود نداره، چون هر چیز ریاضی به صورت ?یزیکی وجود داره و حتی ادعا می کنه که این دو یه چیزن. به عقیده ی تگمارک ما موجودات ریاضی (از جنس ایده) به اندازه ی کا?ی پیچیده ای هستیم که به خاطر این پیچیدگی ریاضی می تونیم از خودمون و موجودات ریاضی دیگه با خبر بشیم و نام این موجودات رو طبیعت می ذاریم. بنا به عقیده ی تگمارک تمایزی بین ایده و جر اون وجود نداره و هر چیزی از جمله affine وجود داره. به عقیده ی تگمارک دایره ی دیدنی های ما هر روز بدون هیچ مرزی ا?زایش پیدا می کنه... و ابزارها...

پایان این حر?. 

نوشته شده توسط shahin در ساعت

نظرخواهی

bad nabood vali mishe behtaresh kard

نویسنده: kamel در ساعت 24 آبان 1385 3:49 بֽظֽ

بنظر من بهترين عقيده ميباشد

نویسنده: در ساعت 12 آبان 1387 0:51 بֽظֽ

نظر شما چيست؟




مرا به خاطر داشته باش