« نقد شهود محض 2 | ص?حه اصلی | مشاهده و آگاهی (داستان دیزی) »

نقد شهود محض 3

حالا می خوام یه برگشت داشته باشیم به دیدن و دونستن [که از این جا به بعد می نویسم: دانستن]. آیا دیدن و دانستن از یه جنس ند؟ البته منظورم از دیدن صر? عمل دیدن نیست بلکه ?رایند آگاه شدن از چیزیه.

در زبان عربی علم نسبت به شیء به معنی حضور شیء نزد عالمه [در این متن واژه های علم، دانستن، آگاهی رو به یه معنا به کار می برم] و همین طور احاطه داشتن بر شیء. تعری? این زبان از علم معنی دقیقی عرضه می کنه ولی البته کلی بودن معنی واژه هایی مثه " حضور" و "احاطه داشتن" در تعمیم معنی واژه به موارد دیگه کمی دست رو باز می ذاره.

بنابراین چیزی که الان باهاش روبه رو هستیم داشتن تعری? نسبتا عمیقی از دانستنه یا لااقل تمایزی بین دانستن و دیدن (آگاه شدن از طریق احساس).

پس باید به این پرسش پاسخ داد که آیا جز با احساس می شه از چیزی آگاه شد؟ [اول این که ممکنه یکی با این تعری? از دیدن موا?ق نباشه، دوم این که هنوز مشخص نکردیم آگاه شدن دقیقا یعنی چی که البته این یکی کار سختیه؛ اگه بخوایم عمیق باشیم همیشه تناقضات و تعری? نشده ها وجود دارند و اگه بخوایم کاربردی (pragmatic) به قضیه نگاه کنیم کاری جز معلوم گر?تن معنی نداریم]

خوب البته اگه بخوایم خیلی کاربردی به قضیه نگاه کنیم بین دیدن و دانستن ت?اوت های بارزی وجود داره. مثلا می شه سه نسل از آدما رو در نظر گر?ت که با پدیده ی خورشید گر?تگی رو به رو می شن. نسل اول پدران پدران...ما که برای اولین بار این پدیده رو می دیدند، پدران ...ما که از این دست چیزا زیاد دیده بودند و در موردش خرا?ات می با?تند و ...ما. بین آدم امروزی و آدم اون روزی ت?اوت ها در دیدن پدیده و ابزار های رصد پدیده خیلی زیاد نیست (اگه امروزیه منجم نباشه) پس هر سه نسل یه چیز می بینند ولی لااقل از دیدگاه نتیجه گرا ت?اوت های زیادی در سطح دانش و آگاهی این سه نسل وجود داره. و می شه این رو اضا?ه کرد که خیلی چیزایی که ما می دونیم حاصل مشاهدات ما نیست، کسر بزرگی از دانش ما حاصل خوانده ها و شنیده هاست.

این بار عر?ان منو متوجه دانستن و دیدن کرد.

ادامه...

نوشته شده توسط shahin در ساعت

نظرخواهی

نظر شما چيست؟




مرا به خاطر داشته باش