« مرز بین ریاضی و ?یزیک | ص?حه اصلی | اشیاء ریاضی »

(به مناسبت بزرگداشت صدر الدین محمد شیرازی)

چند روزیه که تردیدم نسبت به روش علمی خیلی بیش از پیش شده. علتش هم عر?انه یا شاید هم عشق، شهود، ...

گویا هد? ما (آدما) آگاهی باشه، شاید یقین، حقیقت. نامش خیلی مهم نیست. هر کسی با دیدگاهی به ماجرا نگاه می کنه، گویا هر کس جنبه ای از حقیقت [که باید باشه] رو می بینه ولی اکثر آدما در بیشتر موارد سخت ند و ثابت نسبت به ایده ها. انگار همه داریم خواب می بینیم.

چند روزیه مهم شده چه طور ?کر کنم. مهم شده چه طور بیان کنم. مهم شده تو چه حالت روانی باشم. شاید برای خیلی ?رقی نکنه شاید خیلی تغییر در عقاید و بنیاد ?کریشون رو خوشایند نبینن.

وقتی ?کر آدما رو نگاه می کنم لااقل دو دسته می بینم: شرقی ها و غربی ها.

شرقی ها کلی نگاه می کنن، غربی ها جزیی

دریا?ت در شرقی ها با احساسه در غربی ها با عقل

شرقی ها واسه خودشون عر?ان دارن غربی ها منطق

غربی ها شهود رو تو بیانشون نمی پسندن و

دیدم شرقی هایی که عقل رو پوچ می دیدن

غربی ها از روش علمی میگن و ...

اثبات گراهایی که همه چیز رو علمی دیدن

و عر?ای عاشقی که همه چیز رو در عشق دیدن.

اگه جمع بزنیم با ?رض این که هیچ گزینه ی دیگه ای وجود نداره می رسیم به این که "هیچ کس به اندازه ی کا?ی باهوش نیست" [معذرت می خوام بی جهت تو " " می ذارم]، "هیچ کس به جایی نمی رسه"، "همه گمراه ... لابد بسه.

هم شرقی ها و هم غربی ها چیزایی می گن که گویا درسته، هر دو انگار مو?ق بودن (و همینه که بعضی ها رو به اشتباه می ندازه و بعضی رو در تردید ?رو می بره) ولی هیچ کدوم اون طور که اظهار می کنن تام نیستن.

شرقی ها از دیدنی های نا دیده می گنineffable ("تا نخوری ندانی") و غربی ها خدایی ندارن؛ خدای شرقی ها انگار در غرب دیده نمی شه.

[شما می تونید این دسته بندی رو گسترش بدین به منطقی ها، عاقل ها، عاشق ها، عار? ها، یونانی ها، چینی ها، ریاضی دان،...، ایسم ها ...و ادامه بدین .خلاصه کنم]     

مسائلی از این دست همیشه بودن اما این بار یه تردید عمیق نسبت به عر?ان پیدا کردم و ایمان پیدا کردم که وقت مونده تا جایی که بخوایم از یه روش ?کری از یه دیدگاه ?کری کامل است?اده کنیم، شاید حتی این چیز هم زمان پذیر نیست؛ تا ابد هم نشه به طور کامل...

پس شاید خوب باشه اگه چند حالت روانی-?کری مختل? رو تجربه کنیم؛ شرقی ها غربی ?کر کنن و بر عکس.

ولی از همه ی این ها تو این زمان مهم تر گ?تگو و بیانه. یه شرقی چه طور می تونه از نادیده هاش برای یه غربی بگه و یه غربی چه طور می تونه یه شرقی رو متقاعد کنه [ باور ندارید امتحان کنید! ]

شما راه حلی ندارید تا بیان ها رو نزدیک کنیم، یه زبان (?کر) برای همه یه ...

همه ?کر کنیم.

و یه کتاب:

The Philosophy of Mulla Sadra  نوشته ی ?ضل الرحمان

نوشته شده توسط shahin در ساعت

نظرخواهی

نظر شما چيست؟




مرا به خاطر داشته باش