« متر پذیری | ص?حه اصلی | (به مناسبت بزرگداشت صدر الدین محمد شیرازی) »

مرز بین ریاضی و ?یزیک

یه زمانی به این ?کر می کردم چرا ?یزیک بر اساس مدل های ریاضی نمودار می شه؟ یا مدل چیه؟ آیا اعتبار ?یزیک ?قط به مدل هایی که حقیقتی رو تقریب می زنه یا نه، جز مدل ها چیز اصیلی وجود داره؟

اگه در ?یزیک اظهار بشه تئوری میدان واحدUnified field theory در یه عبارت ریاضی ?رموله شده [که لابد یه معادله دی?رانسیل مرتبه دوی (لاپلاس!) غیر خطیه و البته این جالبه چون تقریبا تمام معادلات بنیادی ?یزیک از این دست هستن] حق داریم بپرسیم چرا این معادله چرا مرتبه 2 و چرا... اگه تئوری میدان واحد با ت?اسیری که کردن وجود داشته باشه تازه باید بپرسیم چرا؟ و این اول ماجراست؛ مرز بین ریاضی و ?یزیک. البته بعضی ها با کمک از یه اصل به نام اصل انسانی خلقت anthropogenic (این خلقت بار معنایی دینی نداره) تا حدی مسئله رو حل می کنن [من ?کر می کنم راه حل اساسی چیزی شبیه این اصله که در قسمتای بعدی بیشتر ازش می گم]. این اصل گونه های زیادی داره، یکیشون این جوری می گه: اگه دنیا این طوری نباشه (معادلات ?یزیک) ممکنه انسانی به وجود نیاد که بخواد به این مسئله ?کر کنه. یه گونه دیگش میگه: در طبیعت حالت های زیادی وجود داره (جهان های متعدد) که ما ?قط داریم یکیشو می بینیم، پس عجیب نیست ...

یه زمان دیگه به این ?کر کردم چرا بعضی چیزای ریاضی وجود ?یزیکی دارن نه همه؟ به طور مثال بینهایت وجود ?یزیکی نداره، اعداد مختلط، دنیاهای هندسی ?را بعدی (n=?) ...

بار آخر به این ?کر کردم اگه قرار باشه یه موجود رو تو یه جهان بذارم تا ?کر کنه و دنیای اطرا?شو ببینه و به ماهیت خودش و دنیاش پی ببره به کجا می رسه؟ آیا برای یه موجود تو یه دنیا حدی از شناخت وجود داره؟ و پرسیدم آیا ممکن دنیایی رو متصور بشیم که بعضی چیزهاش قابل شناسایی، درک، کاربرد، تسلط یه موجود مت?کر اون دنیا نباشه؟

ادامه...

نوشته شده توسط shahin در ساعت

نظرخواهی

نظر شما چيست؟




مرا به خاطر داشته باش