« اشیاء ریاضی | ص?حه اصلی | ویژگی های اساسی Indefinite »

indefinite

اجازه بدین در باره ی متر پذیری کمی هم از خدا بگم.

کدوم خدا؟! بحث این جاست که خدا چی یا کی هست؟ همیشه م?اهیمی در بین تمام انسان ها وجود داشته (صر? نظر از رهنمون های دینی) که از واقعیت ذهنی ای با ویژگی های نسبتا مشترک و تقریبا غیر قابل تصور خبر می داده. جالب این جاست که این م?هوم گر چه در بین انسان ها دارای تصاویر و ذهنیت های مت?اوته ولی وقتی صحبت از خدا می شه کسی نمی پرسه "خدا" به چی اطلاق می شه.

تقریبا تمام تعاری?ی که از خدا ارائه شده ویژگی های ماورایی و در پاره ای موارد غیر قابل تصور به او نسبت می دن:

بینهایت، نا محدود از هر حیث

چیزی که جزء چیز دیگر نباشد (محیط تمام چیزها)

ناظم و مدبر پدیده های طبیعت و آگاه به هر چیز

خالق، علت العلل، واجب الوجود

تمام نیکی و خوبی (صر? نیکی)

گوهر هر چیز،

روح مطلق،

...

باروخ اسپینوزا به مطلب مهمی اشاره می کنه. هر تعیینی در حکم محصور و محدود کردنه و بر عکس (limitation, negation, definition). ?رض کنیم تنها ویژگی موجودات رنگ باشه؛ من س?ید، تو آبی، ... چیزی که من رو تعیین می کنه رنگمـه. بنابراین اگه من و تو هر دو س?ید باشیم ما یک چیز بیشتر نیستیم. تعری? در حکم محدود کردن اون چیزهایی هست که می تونن باشن، مثلا من محدود به س?ید بودن هستم. ویژگی آبی بودن در من ن?ی شده.

خوب آیا ممکنه چیزی باشه که هیچ رنگی نداشته باشه؟ یا هر رنگی داشته باشه؟

به عبارتی اگه ویژگی رنگ رو از چیزها جدا کنیم آیا چیزی باقی می مونه؟

پاسخ ایدآلیست مثبته. اسپینوزا به اون باقیمانده نامعین indefinite می گه. در حقیقت indefinite اسپینوزا خدای او هم هست. پس تمام موجودات از ن?ی یا اثبات یک یا چند ویژگی در indefinite به وجود میان.

در واژه شناسی ای که من است?اده می کنم indefinite همون مترناپذیره (بی ت?اوت نسبت به متر). به طور مثال چیزی که از نظر رنگ indefinite باشه یعنی هیچ رنگی با اون قابل قیاس نیست چون نسبت به معیار "چه رنگی بودن" (متر رنگ) بی ت?اوته. بنابراین ا?کار ما نسبت به زمان indefinite هستن.

در نهایت اینو هم اضا?ه کنم همون طور که ویژگی در نا معین اثبات (تعیین) نمی شه ویژگی ازش سلب هم نمی شه یعنی می شه گ?ت  معینdefinite . این تنها جاییه که یک چیز هم هست هم نیست. [سعی ندارم س?سطه کنم، این واقعا از معین بر میاد]

[همه ی اینا رو گ?تم تا به یه سئوال اساسی در مورد خدا برسم]

این خیلی مهمه که خدا مطلقا نامعینه یا نه؟ یعنی آیا خدا همون indefinite اسپینوزاست یا نه؟ در حالت اول خدا به هیچ وجه متر پذیر نیست [گویا از این واژه های من درآوردی خیلی خوشم اومده! ] حالا می خوام چی بگم؛ در این صورت خدا نه خوبه نه بد، نه قادره نه ناتوان، نه وجود داره نه وجود نداره [تو این آخری یه کم س?سطه گریم گل گرد] ...

اما در غیراین من به خدا می گم متشخص personal God. و جالب این جاست این خدا خیلی خداست.

ادامه...

نوشته شده توسط shahin در ساعت

نظرخواهی

حالا چی کار کنیم
خدای درست درمان هیچ کاری نمی تواند بکند!
خدای متناقض هم که می خواهم صد سال کاری نکند
پس کی به کار دنیا برسد

نویسنده: حسین در ساعت 16 خرداد 1385 10:30 بֽظֽ

آدما اغلب ارتباط با personal God هاشونو خیلی دوست دارند!(اگه آتئیست نباشند البته)چون خیلی راحتتره و روزمره تر؛ یعنی بیشتر قاطی زندگی؛ و بیشتر با کارکرد عملی. خدای اسپینوزا ولی اون قدر همه کارست و اون قدر "همه چیز"ه که انگار نمیشه به راحتی ازش چیزی خواست!
اما اینجا اگه یه کم دید مطلقاً کارکردگرا نداشته باشیم، می تونیم به لذت بردن از اندیشه های اسپینوزا ?کر کنیم!

نویسنده: supernova در ساعت 18 خرداد 1385 10:14 قֽظֽ

نظر شما چيست؟




مرا به خاطر داشته باش