« عمیق و کاربردی | ص?حه اصلی | مکان زمان »

خوب پس ما کی هستیم ؟

خوب پس ما کی هستیم ؟ و چرا احساس می کنیم بعضی چیزا وجود دارن ؟
...اول ?رض کنیم دنیای ما این طوری باشه:
هر پدیده ی مادی قابل تجزیه به اجزای کوچک تره، جز یه ذره ی بنیادی که قابل شکا?ت و ت?کیک نیست، تمام حرکات این ذره بدون استثـنا بر پایه ی روابط ریاضی مشخصیه. این ذره در ترکیب به پدیده های مادی با تنوع بیشتر تبدیل می شه؛ ذره بنیادی، اتم، مولکول، ساختار حیاتی، سلول ... موجود زنده [از نوع مت?کرش ! ]
اول یه سئوال: چه طور ممکنه تمام پدیده ها و همه چیز هایی که از ذره ی بنیادی ساخته شدن ?قط با یه قانون قابل توصی? باشن؟
حالا دو ت?سیر:
1. ?قط یه چیز وجود داره و اون ذره ی بنیادی و روابط حاکم به اونه. بقیه چیزا صر?ا تجمعی بسیار متنوع از همون ذره هستن و صر? نظر از اون ذره خودشون به تنهایی وجود ندارن. به عبارتی قسمتی از جوابای ریاضی معادلات بنیادی هستن (ماتریالیسم).
2. هر چیزی که از ماده (ذره بنیادی) ساخته شده باشه وجود داره (به انحصار خود) و هر چیزی که وجود داره قانون ریاضی منحصر به خودشو داره ولی قانون ریاضی اجزای خودشو نقض نمی کنه. با این ت?سیر حتی می شه گ?ت گر چه در تمام جزییات یه پدیده قوانین بنیادی بر قرارند ولی پیش بینی و به دست اوردن قوانین حاکم از قانون جزییات اون پدیده ممکن نیست. پس تنها ?رقی که بین لایه های ساختاری ماده وجود داره اینه که بعضی ساختارا انوع دیگه رو به عنوان جز شامل می شن.

ت?سیر اول نسبت به یه تغییر شکنندس؛ اگه ?رض کنیم ذره بنیادی هم قابل تجزیه باشه و هیچ غیر قابل تجزیه ای وجود نداره. ولی ت?سیر دوم هنوز پا بر جاست.
با این حال ت?سیر دوم مشکل اساسی تری داره؛ چه طور ممکنه روابط ریاضی قوانین بنیادی در ارتباط و ترکیب با هم به روابطی تبدیل شن که از اولی قابل استخراج نیستن.

نوشته شده توسط shahin در ساعت

نظرخواهی

این.ا همش حر?ه.مگه نهگمنت

نویسنده: در ساعت 7 آبان 1385 1:22 بֽظֽ

نظر شما چيست؟




مرا به خاطر داشته باش