« اول کی وجود داره؟ | ص?حه اصلی | چهارم، کی به کی اثر می ذاره؟ »

دوم، کی منحصر به ?رده؟

ما این بار سعی می کنیم در مورد منحصر به ?رد بودن یک یا چند ویژگی یا انحصار کلی موارد قبلی صحبت کنیم. قبلش می خوام یه نکته ی ?لس?ی آشنا رو یاد آور بشم: دو چیز یکی identical نیستن مگه این که یک چیز باشه. یعنی اگه یکی باشه با هر ویژگی من و هیچ چیز جز اون، اون یکی من هستم.
2. پس اگه گربه بخواد منحصر باشه [می بینید که اون موقع منحصر بودن بد یهیه مگه...] symbol "گربه"(اعم از نوشتاری، گ?تاری ...) ?قط به معنی یه گربه ی مشخص باشه.
وضعیت در مورد electron کلا متــ?ا وته. چون اصولا تمام ویژگی های واقعی (یه ویژگی ممکن طبق معیار های وجود (قسمت قبل) واقعی نباشه، مثلا این: ?کر یه electron ) یه electron با دیگری برابره جز مکان و زمان مشاهد ش.
5. اما شاخص های اقتصادی، در این مورد مثه electron به طور مستقیم لمس نمی شه ولی بر عکس electron خیلی انعطا? پذ یر تره. یعنی ما خیلی راحت تر و مطمئن تر در مورد ت?اوت های شاخص های اقتصادی دو کشور صحبت می کنیم. البته طبیعی هم هست چون پارامتر های خیلی بیشتری با شاخص های اقتصادی در ارتباط ند تا حدی که ممکنه در مورد این که این چیز دقـیقا چه ویژگی هایی رو شامل می شه ات?اق نظر نباشه.
...
دیده می شه در مورد سئوالات بسیار واضح و دقیق هم جواب ها (از هر دست) دچار مشکلاتی بسیار اساسی هستن. من لااقل می تونم اینا رو بگم:
1. معیار هایی که برای سنجش برابری به کار می بریم وابسته به داوری انسانه که این به خاطر ت?اوت انسان ها (که خودش جای بحث داره که انسان ها چه قدر مت?اوت ند) و ... قابل قبول نیست.
2. معیار هایی که از انسان مستقل ند و خیلی روشن تر و قطعی تر جواب می دن جواب های همیشه مثبت یا من?ی بدیهی [این موارد برای قسمت قبلی هم که وجود بود صادقه] دارن مثه همون جمله ی ?لس?ی آغاز.
3. حتی اگه در عین استقلال از انسان انعطا? بیشتری به معیار بد یم همیشه مجبور به تکمیل معیار هستیم [یه سیر ابـــدی]. مثلا اگه بگیم میز چیزیه که 4 پایه داره اگه یه میز دو پا دیدیم یا اگه پایه ها خیلی کوجک شدن مجبور به ضمیمه کردن تبصره هستیم.
4. حتی اگه خیلی کاربردی به قضیه نگاه کنیم باز همه ی موجودات به یه اندازه منحصر به ?رد نیستن، یه گربه عامه ولی جو زمین خاص.
5. و پدیده هایی هستن که برای انسان قابل بازشناسی و تمیز هستن و به تعبیری وجود دارن و تا الان به هیچ وجه قابل بیان نیستن. مثلا محکی (علمی) برای بازشناسی عاشق ا ز غیر عاشق نداریم. یا نمی شه گ?ت وقتی یکی خوبی می کنه چه ویژگی قابل تشخیصی نسبت به دیگری داره. مرگ! این هم دقیقا مشخص نیست.

سوم، کی تغییر می کنه؟
خوب قسمت دوم و سوم این بحث نزدیکی زیادی دارن به همین خاطر یکیشون کردم. اصولا تغییر هر چیز رو با قیاس قرار دادن حالت های مختل? اون چیز بررسی می کنند و این مستلزم یکی دونستن ماهیت وجودی چند نمونه از یک چیز و همین طور توانایی مشخص کردن تقییرات یا ویژگی تغییر کرد ست.
بنابراین علاوه بر مشکلات قسمت قبل اینا هم اضا?ه می شن:
1. این جا دیگه نمی شه معیار بازشناسی هویت یه چیز رو خیلی کلی انخاب کرد چون در اون صورت هر صورت یه هویت واحد یه چیز منحصر به ?رد و جداست. [می خوام این جا اینو متذکر شم که واژه ی "هویت" تو این متن به معنی کاربردی [منظورم از کاربردی یعنی نه خیلی دقیق، ولی قابل است?اده در بحث های نسبتا دقیق] خودش به کار ر?ته و من سعی نکردم در مورد هویت بحث کنم]
2. یه سئوال که خیلی تو این متن معنی نداره: چرا اصولا تقییر با زمان همراهه؟ یا یکی ممکن بگه اصلا زمان وجود نداره و تقییرات در موجودات، زمان رو به یه م?هوم ذهنی تبد یل می کنه.
ادامه...

نوشته شده توسط shahin در ساعت

نظرخواهی

نظر شما چيست؟




مرا به خاطر داشته باش